نشریه حیات خلوت، امکانی است برای تمرین نویسندگی و همین طور جای بعضی حرفهای خصوصی تر
یکشنبه 31 اردیبهشت 1391
نویسنده: دبیر تحریریه طبقه بندی: مطالب شماره دوم، نیمه دوم دی 1390، شعر، متن ادبی، داستان،
سجاد
سامانی
دانشجوی
کارشناسی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات
نشست
بر دل من گرد ماتمی دیگر
نشست بر دل تو مهر همدمی دیگر
اگر
چه از غم هر آدمی خبر دارم
خبر
ندارد از اندوهم آدمی دیگر
چرا
زبان بگشایم که دردهای بزرگ
به
جز سکوت ندارند مرهمی دیگر
چو
شمع گریه از این میکنم که غیر از رنج
نبوده
است سرم گرم عالمی دیگر
برای
مست شدن کافی است اما کاش
برای
مرگ شرابم دهی کمی دیگر
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391
نویسنده: دبیر تحریریه طبقه بندی: مطالب شماره دوم، نیمه دوم دی 1390، شعر، متن ادبی، داستان،
علی
رشیدی کوچی
دانشجویی کارشناسی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات
که درمورد تو. تو وسیعتر از آنی که فقط یک جا و مکان را اشغال کنی. در
تمام نکتهها و سخنها موج میزنی، در تمام بحثها و کتابها، در تمام
خداحافظیها و سلامها، در تمام ستارهها، در تمام ماه. تو در همهی بیدهای
مجنون ژولیده و خسته حضور داری و در تمام درختهای کاج و سرو همیشه سبز
هم هستی. همه جا، همه جای عالم سرای تو است. اما...
اما چقدر جایت در باغچهی خانهی ما خالیست. یادم است که تو را چیدیم و
به جایت گل میمون کاشتیم. به این امید که زندگیمان میمون شود. اما الآن
میفهمم که خودمان میمون شدهایم. میگویند میمون حیوانی است که خیلی شبیه
انسان است، خیلی میفهمد، خیلی باهوش است، اما انسان نیست. ما هم همینطوریم،
ما هم خیلی شبیه انسان هستیم، اما بدون تو انسان نیستیم. دیگر خلیفهی
خدا روی زمین نیستیم. خدا خلیفهای روی زمین میخواهد که
تو را داشتهباشد.که عاشق باشد. دلمان برایت خیلی تنگ است. یاد آن روزها بخیر که
با هم در کوچه فوتبال بازی میکردیم، یا آن شبهایی که با هم ستارهها را میشمردیم. آن
وقتها
آسمان هم دست و دلباز و مهربان بود. ستارههایش را از ما مخفی نمیکرد و
نمیترسید آنها را بچینیم. ولی حالا اینطور نیست. خلاصه که
همگی منتطر و چشمانتطارت هستیم. بیا تا خدا از ما دلسرد
نشود. بیا ای عشق. بیا تا شاید او هم بیاید. راستی امروز «جمعه» بود.
فهرست مطالب منزل 2
شنبه 23 اردیبهشت 1391
نویسنده: دبیر تحریریه طبقه بندی: مطالب شماره دوم، نیمه دوم دی 1390، طنز،
علی
محمد مودب
دانشآموخته دانشگاه امام صادق علیه السلام
حماسه
ملبورن من «بعد از تماشای استقلال و پرسپولیس»
یادم
نیست چه سالی
و
قطعا یادم نیست چه روزی !
اما
یادم است که قرار بود در دانشگاه یک دوره مسابقات فوتبال برگزار شود
فوتبال
گل متوسط در زمین هندبال!
با
اینکه خیلی اهل فوتبال آماتوری بودم و گاهی تا ساعت دو و سه شب با رفقا در همان زمین
فوتبال بازی میکردیم.
اما طبیعی بود که داخل چنین رقابتهای جدی و پرتماشاگر نشوم! اما ...
اما دیدم در اعلامیه مسابقات رسما نوشتهاند که لطفا تیمهای
ضعیف ثبت نام نکنند که سطح مسابقات بالا برود و از این حرفها!
و
این حرفها بر من که یکی از همان فوتبال ضعیفها بودم، گران آمد. با خودم فکر کردم
که مگر نه ورزش و مخصوصا ورزش در محیط دانشجویی برای روحیه و سلامتی است و از این حرفها،
و این حرفها را با یک سری از رفقا در میان گذاشتم و پیشنهاد دادم که یک تیم به شدت
ضعیف تشکیل بدهیم و در مسابقات شرکت کنیم و تا آخر هم پای کار بایستیم!
این
شد که راه افتادم و بین بچهها ضعیفترینها و البته جدیترینها را انتخاب کردم، یکیمان
به شدت لاغر بود، یکی چاق، یکی مشکل قلبی داشت، یکی کمر درد و یکی دو نفر هم فوتبالشان
خوب بود که برای این وارد لیست شدند که به هر حال مسابقه فوتبال قرار بود برگزار شود!
خلاصه با همتی مضاعف این تیم تشکیل شد!
هر
بازی میرفتیم و ده تا دوازده تا و بیشتر و کمتر گل میخوردیم و با روحیه و شجاعت تا
لحظه آخر بازی می کردیم! و بنده خدا آن مسئولان که آن فکر را داشتند مجبور بودند برای
برگزاری بازی ما هم وقت بگذارند و داوری کنند و ...اتفاقا چند تا از بازیها را رئیس و سیاستگذار مسابقات به هر حال سوت زد!
یادش بخیر یک حماسه هم خلق کردیم در حد حماسه ملبورن! یک بازی
ما افتاد با تیم کارمندان که قویترین تیم بود و به دلیل همراهی چندین ساله هماهنگی
شان هم بسیار بالا بود. حساب کنید رقابت مالدیو و برزیل مثلا! ما که همیشه دو رقمی
گل میخوردیم این دفعه درخشیدیم و شش یا هفت تا گل خوردیم.البته انصافا بازی خوبی به
نمایش گذاشتیم و در نهایت اواخر نیمه دوم دو تا هم گل زدیم! کلی تماشاچی جمع شد و بازی
ما در حد یک نیمه نهایی یا فینال سر و صدا به پا کرد! بخصوص که گل دوم را من زدم که
به هر حال به شاعری شناخته شده بودم و توی این فازها نبودم! البته ناگفته نماند که
یکی از رفقای خوبمان به عنوان بوقچی ویژه همت زیادی به خرج داد تا تماشاچی یکصدا ما
را تشویق کند! بنده خدا تیم مقابل حیران مانده بودند که اینها چقدر سرمستند! و البته
لجشان هم درآمده بود!
ورزش
قهرمانی در شرایطی که اینهمه فقر حرکتی در جامعه بیداد می کند، واقعا خندهدار است
مخصوصا با اینهمه دعوا و جار و جنجال و روزنامه ورزشی و نود و ...
و
مخصوصا ورزش قهرمانیای که در گیر و دار یک پرونده عظیم فساد زحمت میکشد و با همراهی جدی رسانهها نقش پطرس فداکار را به عهده
میگیرد!
البته
انصافا باید از آنها که این چند ساله پیادهرویهای همگانی و این جنس حرکتها را راه انداختهاند تشکر کرد و نیز از آنها که
سالنهای مربوط به حوادث غیرمترقبه را در شهر تهران به ورزش زنان اختصاص دادهاند و
البته در همین ماجراها هم باید از ایده مسخره قرعهکشی ماشین در مراسم پیادهروی و
حواشی آن گله کرد و...
فهرست مطالب منزل 2
سه شنبه 19 اردیبهشت 1391
نویسنده: دبیر تحریریه طبقه بندی: مطالب شماره دوم، نیمه دوم دی 1390، مقاله، یادداشت و تحلیل،
روضههای بیکربلا
تاملی در شیوههای جدید مداحی حضرت سیدالشهداء
پرهام روشنایی
دانشجوی کارشناسی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات
یکی از موضوعاتی که در طول سی سال انقلاب در طول ماه محرم
مورد تذکر مراجع تقلید و حتی مقام معظم رهبری قرار گرفته، شیوهی مداحی مداحان در
این ماه عزیز و یا سایر مراسمات مذهبی بوده است. در این تذکرات توجهی که صورت گرفته
به خود بحث شیوه مداحی است، بعنوان مثال بهکار بردن ریتم موسیقیایی در مداحیهاست.
مسالهای وجود دارد، هر مداحی که صدایی خوش دارد و شیوهی خواندنش مورد توجه عموم
قرار میگیرد ، شهرتی به دست آورده و اغلب جوانان را به خود جذب کردهاست.
فلسفهی مداحی زنده نگه داشتن یاد کربلا و توسل به امام
حسین(ع) است اما این عقیده در میان بعضی از عزاداران جای خود را به مداح خوب، مجلس
خوب و مجلس پرجمعیت داده است. یعنی عدهای به جای اینکه به دنبال مجلسی غنی از
لحاظ ارزشی بروند، دنبال مداحی خوب و اغلب دنبال مادحین مطرح میروند و متأسفانه صدا
و سیما هم گرفتار این موضوع شدهاست.
اجازه دهید کمی در مورد تأثیرات این پدیده صحبت کنیم. این
پدیده دارای دو نوع آسیب است. یک آسیب، آسیب درونی است، به این معنا که فردی که
دارای چنین سنتی است کمترین بهره را از این مراسمات می برد. چرا که اصلا برای زنده
نگه داشتن یاد شهدای کربلا به مجلس نرفته بلکه بخاطر فلان مداح به مجلس عزا رفته
است. آسیب دوم، آسیبهای بیرونی این پدیده است، در اغلب این مجالس بین
مداح و شنونده حالت مراد و مریدی پدید میآید. در مواردی از اینگونه
مداح حتی به خود اجازه تحریف وحتی نظریه پردازی! دربارهی حادثهی عاشورا می
دهد. همانطور که دیدهاید در اغلب این مجالس از سخنران خوب خبری نیست، یعنی از لحاظ
بار محتوایی مجلس بهرهای ندارد. اتفاقی که میافتد این است که مداح میخواهد نقش
سخنران را نیز بازی کند و اینجاست که حوادث بعدی که شما با آسیبهای آن به خوبی
آشنایی داریدرخ میدهد. یعنی وقتی نیت شرکت در مجالس دینی تغییر پیدا کرد، آسیبها
شروع میشود. حتی شنیده شده که یکی از این دسته مادحین پس از چندی خواستار
نمایندگی مجلس شده است.
پس ببینید یک نیت با این فلسفه عظیم چه میکند. هدفها باید
اصلاح شود. اگر هدفها درست شد، غنای مذهبی بالا میرود البته اینها رابطه تقدم و
تأخر با یکدیگر ندارد، بلکه اگر منابر ما و صدا و سیمای ما غنی شد، مجالس ما هم غنی میشود. عالمی تعریف میکرد در یک
مجلس روضه که ده نفر از علمای بزرگ حضور داشتند، هرکدام جملهای میگفتتند و همگی
گریه میکردند.
باید توجهی نسبت به این خطر صورت بگیرد. علما وظیفه دارند
روشنگری کنند تا إن شاء الله ذائقهی اغلب جوانان که به این مداحیها گرایش دارند
تغییر کند. ذائفه که تغییر کرد کافی است که جملهای گفته شود، آنجاست که دل
کربلایی میشود.
گفتاری در نقد مستند «مهار نشده»
عباس قائمی
دانشجوی کارشناسی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات
اشاره: «مهار نشده» عنوان فیلم مستندی است که توسط گروه مستندسازی سفیر، و به کارگردانی مصطفی رضوانی و تهیهکنندگی محمد حسن پور ساختهشدهاست. این مستند 64 دقیقهای که با محوریت پروندهی هستهای ایران و به زبان انگلیسی ساختهشده، با اکران در دانشگاههای کشور، باعث جلب نظر منتقدین و صاحبنظران شدهاست.
مخاطب در اولین دقایق این مستند از زبان یک دانشجوی پاکستانی با سوال «آیا ایران سلاح هستهای دارد؟» مواجه میشود. پاسخ به این سوال تا حدودی با پخش تصاویری از روند هستهای شدن ایران، نظر مردم و نظر آمریکا و اسرائیل پرورده میشود و با پرداختن به موضوع ترور دانشمندان ایرانی و مقایسهی مسألهی هستهای ایران با پاکستان (که دارای فناوری و سلاح هستهای است) به اوج خود میرسد.
در ادامهی این مستند که کارگردان در آن سعی کرده موضع بیطرفی نسبت به مسائل بگیرد، با بیان مختصر و مفیدی از تاریخ خصومت آمریکا و عموما بلوک غرب با ایران، انقلاب و هشت سال دفاع مقدس، ذهن مخاطب را به نهضت عاشورا و پس از آن امامت و فقه شیعه متوجه میسازد و سپس اقتدار، شجاعت، دانایی و مشروعیت «امام خامنهای » را از زبان ملل مختلف، به خوبی به تصویر کشیده و از این طریق پیشرفت سیاسی، اهمیت استراتژیک ایران در منطقه و اثرگذاری بر قیامهای مردمی کشورهای اسلامی را به نمایش میگذارد.
با اینکه قالب این فیلم، یک مستند بینالمللی است و سازندگان این فیلم هدف خود را از ساخت این مستند تاثیر و جذب قشر میانهرو و یا به بیانی دیگر «خاکستری» جامعه بیان کردهاند، اما به نظر میرسد این اثر بتواند مخاطب خارجی را با بعضی مبانی جمهوری اسلامی، علتهای دشمنی آمریکا با ایران و همچنین برخی از جنایات آنها در حق ملت بزرگ ایران آشنا کرده، همچنین قشر مذهبی را از پیشرفتها و موقعیتها آگاه و مخالفین را عصبانی و قشر خاکستری را جذب کند.
از طرفی اتصال و به هم پیوستن چندین موضوع در رابطه با ایران (پروندهی هستهای، سیاست خصمانهی غرب در قبال ایران، انقلاب و رهبری امام خمینی (ره)، هشت سال دفاع مقدس، عزاداری و الگوبرداری از امام حسین (ع)، تاثیرگذاری رهبری امام خامنهای، موقعیت ایران در منطقه و...) نقطهی قوت این اثر به شمار میرود که باعث مرور سریع حافظهی تاریخی و جمعبندی مخاطب داخلی ، در موضوع حساسیت ایران برای غرب میشود اما باید انتظار داشت علاوه بر خلاصهگویی و تغییر موضوع در یک فیلم، جمعبندی نکردن هر موضوعی، باعث سردرگمی و گیج شدن مخاطب خارجی می شود.
با اینکه این مستند از سیر عقلی خوبی برخوردار است و مخاطب ارتباط بین موضوعات بیان شده را متوجه میشود، اما چند سوال مطرح شده در مستند بدون پاسخ باقی میماند، که رهاکردن مخاطب، هنگام تصمیم گیری و پاسخگویی به این سوالات که از جملهی آنها سوال اصلی مستند «آیا ایران سلاح هستهای دارد؟» می باشد، در فیلمی چندان درست به نظر نمیرسد.
با اینکه فیلم از سیر خوبی برخوردار است، اما به نظر میرسد در مقایسه با آثار مستند دشمن، جذابیت کمتری دارد و در برانگیختن و حفظ حس کنجکاوی و ایجاد سوال در ذهن مخاطب توفیق کمی خواهد داشت.

شنبه 9 اردیبهشت 1391
نویسنده: دبیر تحریریه طبقه بندی: مطالب شماره دوم، نیمه دوم دی 1390، مقاله، یادداشت و تحلیل،
من موندم اگه این پیامک نبود صدا و سیما میخواست چیکار کنه؟ برنامههای رادیویی که دیگه خوب یاد گرفتن! رویهی همهی برنامهها این شده که اولش یه موضوع میگن، بعد از مردم میخوان که در مورد اون موضوع واسهمون پیامک به این شماره بفرستید! مثلاً به نظر شما رنگ زرد برای تزیین شکلات روی کیک تولد بهتره یا برای زین فیل هیزم جمع کن توی هند!
بعد هم هر نیم ساعت یه بار هم که یه بیکاری یه پیام واسهشون میفرسته، از خوشحالی و دستپاچگی نمیدونن باید چیکار کنن! دیگه حتی خاله شادونه هم از بچهها میخواد در مورد اینکه چه غذایی میخورین یا چه جوری میخورین به اون شماره پیامک بزنین.
سوال اینجاست: اگه قراره مردم با پیامکهاشون برنامه رو بگردونن، دیگه چه نیازی هست به شما؟!!؟
نمیدونم تولیدکنندههای سریالها توی ماه رمضون جنگیر میشن؟ یا توی ماه رمضون روحا توی صدا و سیما پرسه می زنن، یا رفت و آمد شیطان بین مردم زیاد میشه که سریالامون اینطوری به جای خدا و پیغمبر میرن سمت جن و روح و شیطان!
از «کمکم کن » و « او یک فرشته بود» و «آخرین گناه» و «اغما» و «میوهی ممنوعه» گرفته تا «سقوط یک فرشته» و «پنج کیلومترتا بهشت» و غیره و غیره که من حتی اسمشونو هم یادم نیست، چه برسه جزئیاتش!
تازه بازخوردهاشم جالبه! اون طرف کاسبی شده واسه چندتا شیاد که میان میگن من عزرائیلم اومدم جونتو بگیرم تا یارو فرار کنه و بتونن ماشینشو بدزدن تا اون چندتا بچههایی که خودشونو دار زدن تا مثل سریال پنج کیلومتر تا بهشت بتونن پرواز کنن و این طرف و اون طرف برن. آخه آقایون صدا و سیما! رحمی!
فرض کن من دشمن تو. میام یه چیزی درست میکنم که باهاش قدرت و نیروی جووناتو از بین ببرم. بعد که میخوام پرتابش کنم سمت جوونات که از بین ببرمشون میای دستمو میزنی کنار میگی: نه جون داداش! بذار واست جابه جاش کنم! کجا میخوای ببریش؟
منم راحت یه گوشه میشینم تا تو سلاح منو ببری برسونی به جوونات و نابودشون کنی! چقدر دستت درد نکنه! چقدر کارمو راحت کردی!
جدیداً فیلمایی از صدا و سیما پخش میشه که معلومه محتوای شیطانی و ضد عقایدی داره، اون وقت بعضی ستون پنجم ها (دور از جون مدیران صدا و سیمای ما) میان زحمت دشمنو کم میکنن به زبان فارسی واسه جوونا پخشش میکنن! تازه حالا بگو یه نقدی یه ردی یه جوابی ، پاسخی ! هیچ!!
مثلاً فیلم «افسانهی جادوگر» که توجیه علمی و دعوت و تقدیس جادو بود رو تمام و کمال پخش کردن بدون اینکه بگن عزیزم اینایی که این داره میگه راست نیست ها! یهو باور نکنی گولشونو بخوری! بنده شخصا عرض میکنم بعد از اون فیلم بسیار به مسائل جادو جنبلیسم علاقهمند شدم!
یا خیلی فیلمهایی که دعوت به سبک زندگی آمریکایی در اونا موج میزنه رو بدون اینکه آموزشی به جوونها داده بشه پخش می کنن. نه واکسنی واسه پیشگیری نه حتی درمانی واسه پسگیری!
جمعه 18 فروردین 1391
نویسنده: مدیر وبنوشت طبقه بندی: خبر و اطلاع رسانی،

سه شنبه 9 اسفند 1390
نویسنده: دبیر تحریریه طبقه بندی: مطالب شماره دوم، نیمه دوم دی 1390، مقاله، یادداشت و تحلیل،
تاملی در اسلامگرایی نظام جدید تونس
محمدصالح فیاضانوشی
دانشجوی کارشناسی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات
Anooshi1372@yahoo.com
تونس معاصر
تونس کشوری
است که نزدیک به 75 سال (1956-1881) مستعمرهی
فرانسه بودهاست و پس از آن نیز حدود 55 سال حکومت دیکتاتورها را تجربه
کردهاست. 31 سال استبداد حبیب بورقیبه و 23 سال خودکامگی زین العابدین بن علی و
اگر نبود خودسوزی «محمد بوعزیزی» شاید شاهد فوران خشم این ملت و به دنبال آن موج
گستردهی بیداری اسلامی نبودیم.
بسیاری از تحلیلگران از نبود یک رهبر در راس این قیام به عنوان یک ضعف
عمده یاد میکردند اما بازگشت شیخ راشد الغنوشی به تونس نظرها را تغییر داد.
راشد
الغنوشی کیست؟
شیخ راشد
الغنوشی در سال 1941 در شهر «حما» در جنوب
تونس به دنیا آمد.وی پس از اتمام تحصیلات متوسطه به دمشق رفت و در رشته فلسفه
ادامهی تحصیل داد و سپس به فرانسه رفت و در دانشگاه سوربن پذیرفته شد.وی پس از
بازگشت از فرانسه جنبش اسلامی النهضه را تاسیس نمود.او از فعالان مبارزهی با
حکومت استبدادی حبیب بورقیبه بود. و سرانجام در سال 1981 به 11 سال زندان محکوم شد
اما با رویکار آمدن بن علی به سال 1987 از زندان آزاد گردید.در سال 1992 دوباره
دستگیر شد و به زندان افتاد.سپس به الجزایر و سودان منتقل شد و از آنجا به
انگلستان تبعید شد. با آغاز انقلاب مردم
به تونس باز گشت.وی صاحب کتابی با عنوان «امام خمینی و تجدید حیات اسلام»
نیز میباشد. پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال 76 وی همگان را به مشاهده
تلاش ایران برای تلفیق اسلام و دموکراسی
دعوت کرد، چرا که معتقد بود این تجربه در صورت موفقیت به عنوان الگویی برای تمام
کشورهای منطقهی خاورمیانه در خواهد آمد.
در
انتخابات مجلس موسسان، ائتلاف اسلامگرایان تونس که متشکل از احزاب «النهضه»، «دموکراسی برای کار
و آزادی» و «حزب کنگره برای جمهوری» است،
توانست اکثریت آرا مردم را به خود اختصاص دهد و از احزاب غربگرا
و ملیگرای تونس پیشی بگیرد.
مواضع جدید
الغنوشی
شیخ راشد الغنوشی همچنین در موضعگیریهای اخیر
خود به عنوان رهبر حزب النهضه(حزب پیروز انتخابات) از موارد زیر به عنوان شاخصههای
مد نظر خود برای نظام آینده تونس نام برد.
1. تاکید
بر آزادی بیان و مذهب و مخالفت با هر گونه
افراط گرایی.
2. عدم
دخالت اسلامگرایان در زندگی خصوصی مردم به خصوص مساله پوشش زنان.
3. رعایت
تعهدات خارجی تونس.
4. تقویت
همکاری با ایالات متحده و اتحادیه اروپا.
البته لازم
به ذکر است که شیخ راشد الغنوشی در آخرین
سخنان خود از ترکیه به عنوان الگویی مناسب در جهان اسلام یاد میکند
و هنگامی که از وی در مورد ایران پرسیده میشود او با استدلالی نامفهوم سعی میکند
با ناموفق نشان دادن ایران نتیجهی دلخواه خود مبنی بر قراردادن ترکیه به عنوان یک
الگو را بگیرد و ابراز میدارد که ایرانیها در مواردی موفق بودهاند و در مواردی
ناکام، ایران توانستهاست بیش از 30 سال در برابر تحریمهای پر فشار بینالمللی
مقاومت کند اما آنها در انتخابات گذشته نتوانستند به اجماع برسند و «یکی از
علامات سلامت انتخابات این است که مخالفان نتیجهاش را قبول داشتهباشند و گرنه
مشکلی وجود دارد»؟!
اکنون پس
از شکلگیری این نظام جدید در تونس باید منتظر بمانیم تا ببینیم که واکنش مردم
تونس چه خواهدبود.
آیا این نظام همانی است که میخواستند؟
![]()
یکشنبه 23 بهمن 1390
نویسنده: دبیر تحریریه طبقه بندی: مطالب شماره دوم، نیمه دوم دی 1390، مقاله، یادداشت و تحلیل،
مقام معظم رهبری فرمودند ...؟
تاملی بر نحوه پاسخگویی برخی مسئولان به منتقدان
علی رزمآرا
دانشجوی کارشناسی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات
«حالا بعضىها دوست میدارند همینطور بگویند؛ فلان تصمیمها بدون نظر رهبرى گرفته نمیشود. نه، اینطور نیست. مسئولین در بخشهاى مختلف، مسئولیتهاى مشخصى دارند. در بخش اقتصادى، در بخش سیاسى، در بخش دیپلماسى، نمایندگان مجلس در بخشهاى خودشان، مسئولان قوه قضاییه در بخش خودشان، مسئولیتهاى مشخصى دارند. در همه اینها رهبرى نه میتواند دخالت كند، نه حق دارد دخالت كند، نه قادر است دخالت كند؛ اصلاً امكان ندارد.»
این سخنان آقاست در دیدار دانشجویان کرمانشاه «24 مهرماه 90» اما شأن نزول آن؟
آذرماه 88 بود که آقای لاریجانی به مصر سفر کرد و با حسنی مبارک دیدار کرد که البته این دیدار با اعتراضهای بسیار، به ویژه از سوی جنبش دانشجویی همراه شد. در آن برهه یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی اعلام کردند که این سفر با هماهنگی مقامات عالیرتبه نظام صورت میگیرد اما همین نماینده چندی قبل در مصاحبه با روزنامه رسالت اشاره کردند: «در آخرین شب سفر مقام معظم رهبری به استان كرمانشاه، ... ایشان با یادآوری مصاحبه یك سال قبل اینجانب حین سفر دكتر لاریجانی به مصر، فرمودند: «... واقعا آن سفر با من هماهنگ نشده بود. اگر هماهنگ میشد، با آن سفر و بهویژه دیدار با مبارك مخالفت میكردم.» ... در آن لحظه جناب آقای حجازی از دفتر مقام معظم رهبری كه در جلسه حضور داشتند، فرمودند: حضرت آقا، آقای لاریجانی موضوع را به بنده گفته بودند، من فراموش كرده بودم كه با شما هماهنگ كنم.»
در این زمینه دو نکته به نظر میرسد: اول اینکه چرا چنین سفر مهمی قبل از دریافت اجازه از رهبری صورت میگیرد؟ و نکته دوم و دردناکتر این است که برای توجیه عملکرد نادرست مسئولان به سادگی از اعتبار ولی معظم فقیه خرج میشود؟
در این زمینه، مثالهای متعدد دیگری هم وجود دارد. مثل برخی از مسئولان صداوسیما که بسیار مایلاند خودشان را در هماهنگی تام و تمام با رهبری نشان دهند؛ یا عدهای از مسئولان در ردههای مختلف که در جواب بسیاری از انتقادات به جای پاسخگویی شفاف و یا پذیرش اشتباه خود به طور نه چندان دلچسبی به سرعت جواب میدهند که مقام معظم رهبری فرمودند...-هرچند معمولا سخنانی که از آقا نقل میکنند مرتبط با موضوع مطرح شده نیست!- و سعی میکنند به هر نحو ممکن از گنجینه اعتباری رهبری برای توجیه ضعفهای خود استفاده کنند. این امر قطعا به اعتبار نظام –حداقل در چشم بخشی از جامعه- ضربه میزند. ای کاش اگر توانایی انجام وظیفه نداریم مسئولیت قبول نکنیم! اگر مسئولیت را پذیرفتیم اشتباهاتمان را بپذیریم! اگر آن را هم نمیپذیریم، اعتبار رهبری را بازیچه اهداف کمارزش شخصی و جناحی نکنیم.
روزگار غریبی است شعار ولایتپذیری زیاد سر داده میشود، اما آنکه پیش از همه، آبرویش را در کف دست خود گرفته است، خود ولی است. خطبههای جمعه 29 خرداد 88 را میگویم.
PDF این صفحه
فهرست مطالب منزل دوم
چهارشنبه 19 بهمن 1390
نویسنده: دبیر تحریریه طبقه بندی: مطالب شماره دوم، نیمه دوم دی 1390،
دانشگاهها بدانند....
قسمتی از وصیتنامه سیاسىالهى حضرت امام خمینى «قدّس سرّه الشریف»
باید ملت غارت شده بدانند كه در نیم قرن اخیر آنچه به ایران و اسلام ضربه مهلك زدهاست، قسمت عمدهاش از دانشگاهها بودهاست. اگر دانشگاهها و مراكز تعلیم و تربیت دیگر با برنامههاى اسلامى و ملى در راه منافع كشور به تعلیم و تهذیب و تربیت كودكان و نوجوانان و جوانان جریان داشتند، هرگز میهن ما در حلقوم انگلستان و پس از آن امریكا و شوروى فرو نمى رفت… اگر مجلس و دولت و قوه قضاییه و سایر ارگانها از دانشگاههاى اسلامى و ملى سرچشمه مىگرفت، ملت ما امروز گرفتار مشكلات خانه برانداز نبود و اگر شخصیت هاى پاكدامن با گرایش اسلامى و ملى به معناى صحیحش، نه آنچه امروز در مقابل اسلام عرض اندام مى كند، از دانشگاه ها به مراكز قواى سهگانه راه مىیافت، امروز ما، غیر امروز و میهن ما، غیر این میهن و محرومان ما از قید محرومیت رها و بساط ظلم و ستمشاهى و مراكز فحشاء و اعتیاد و عشرتكده ها كه هر یك براى تباه نمودن نسل جوان فعال ارزنده، كافى بود درهم پیچیده و این ارث كشور بر باد ده و انسانبرانداز، به ملت نرسیده بود و دانشگاهها اگر اسلامى انسانى و ملى بود، مىتوانست صدها و هزارها مدرس به جامعه تحویل دهد. لكن چه غمانگیز و اسفبار است كه دانشگاهها و دبیرستانها به دست كسانى داده مىشد و عزیزان ما به دست كسانى تعلیم و تربیت مى دیدند كه جز اقلیت مظلوم محرومى، همه از غربزدگان و شرقزدگان با برنامه و نقشه دیكتهشده در دانشگاهها كرسى داشتند و ناچار جوانان عزیز و مظلوم ما در دامن این گرگان وابسته به ابرقدرتها بزرگ شده و به كرسىهاى قانونگذارى و حكومت و قضاوت تكیه میكردند و بر وفق دستور آنان یعنى رژیم ستمگر پهلوى عمل مىكردند. اكنون بحمدالله تعالى، دانشگاه از چنگال جنایتكاران خارج شده و بر ملت و دولت جمهورى اسلامى است در همه اعصار كه نگذارند عناصر فاسد داراى مكتب هاى انحرافى یا گرایش به غرب و شرق در دانشسراها و دانشگاه ها و سایر مراكز تعلیم و تربیت نفوذ كنند و از قدم اول جلوگیرى نمایند تا مشكل پیش نیاید و اختیار از دست نرود. و وصیت اینجانب به جوانان عزیز دانشسراها و دبیرستانها و دانشگاهها آن است كه خودشان شجاعانه در مقابل انحرافات قیام نمایند تا استقلال و آزادى خود و كشور و ملت خودشان مصون باشد.
فهرست مطالب منزل دوم
دوشنبه 17 بهمن 1390
نویسنده: دبیر تحریریه طبقه بندی: سرمقاله ها (یادداشتهای بای بسم الله)، مطالب شماره دوم، نیمه دوم دی 1390،
1- سلام بر شما.
2- منزل دوم «حیاتخلوت» را با مرور معنای «حیاتخلوت» شروع میکنیم.
3- حیات در حیات خلوت، نشانگر هویت تشکیلاتی مجله است. حیات، تعلق تشکیلاتی مجموعه به فرزندان انقلابی امام روحالله در دانشگاه است. حیات یعنی بسیج دانشجویی.
4- حیات در حیات خلوت، نشانگر وحدت رویکردی و گفتمانی است. «حیاتخلوت» هم در پی گفتمان انقلاب اسلامی در حوزههای مختلف اندیشه، سیاست، فرهنگ و هنر است.
5- خلوت در حیات خلوت، نشانگر هویت کلانتری به نام دانشگاه امام صادق علیهالسلام است. حیات خلوت، به همت امام صادقیها و برای امام صادقیها تولید میگردد. خلوت، یعنی جمع خودمانی خودمان. خلوت یعنی ما امام صادقیها.
6- پس حیات خلوت، حیاتی است که خلوت شده است. پیشنهاد ما این است که از خلوت شدن حیات، به مثابه یک فرصت استفاده کنید. روی صحبتم بیشتر با دانشجویان دکتری ومسئولان دانشگاه است. آنانی که انتظار بیشتری میرود تا فکر کنند و نه تنها از فرصتها استفاده کنند، بلکه فرصتسازی کنند. دانشجویان محترم دکتری! امروز انقلاب اسلامی به یادداشتهای شما نیاز دارد. املای نانوشته غلط ندارد. بنویسید و غلطهای خود را اصلاح کنید.
7- البته این تنها یک وجه تسمیه «حیاتخلوت» بود!
8- خوشبختانه کار خدا روی زمین نمیماند. شماره دوم «حیاتخلوت» با 60 صفحه مطلب آماده شد. از این شماره بنابه ملاحظاتی با دوهفتهنامه «حیاتخلوت» و در حجمی مناسبتر به حضور خواهیم رسید. اگر خدا بخواهد، «حیاتخلوت» پروژه بابرکتی برای تربیت نیرو در جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی خواهد بود.
9- جا دارد از دبیر محترم تحریریه، بچههای ورودی 90 به ویژه اهالی فرهنگ و ارتباطات تشکر ویژهای کنم که زحمت این شمارهها بر دوش آنهاست.
یا علی مددی
الاحقر سردبیر

HayatKhalvatMag.ir
نشریه حیات خلوت،
ضمیمه داخلی ماهنامه حیات،
نشریه فرهنگی سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام؛
امکانی است برای تمرین نویسندگی و همین طور جای بعضی حرفهای خصوصی تر
شماره اول، منتشر شد.