حیات خلوت
ویژه‌نامه داخلی ماهنامه حیات، نشریه فرهنگی سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 توسط دبیر تحریریه

سجاد سامانی

دانشجوی کارشناسی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات

نشست بر دل من گرد ماتمی دیگر

 نشست بر دل تو مهر همدمی دیگر

اگر چه از غم هر آدمی خبر دارم

خبر ندارد از اندوهم آدمی دیگر

چرا زبان بگشایم که دردهای بزرگ

به جز سکوت ندارند مرهمی دیگر

چو شمع گریه از این میکنم که غیر از رنج

نبوده است سرم گرم عالمی دیگر

برای مست شدن کافی است اما کاش

برای مرگ شرابم دهی کمی دیگر

 

فهرست مطالب منزل 2




طبقه بندی: مطالب شماره دوم، نیمه دوم دی 1390،  شعر، متن ادبی، داستان، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 توسط دبیر تحریریه

علی رشیدی کوچی

دانشجویی کارشناسی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات

 هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد، الا سخنی که در باره تو باشد و نکتهای
که درمورد تو. تو وسیع‌تر از آنی که فقط یک‌ جا و مکان را اشغال کنی. در
تمام نکته‌ها و سخن‌ها موج میزنی، در تمام بحث‌ها و کتاب‌ها، در تمام
خداحافظی‌ها و سلام‌ها، در تمام ستاره‌ها، در تمام ماه. تو در همهی بیدهای
مجنون ژولیده و خسته حضور داری و در تمام درخت‌های کاج و سرو همیشه سبز
هم هستی. همه جا، همه جای عالم سرای تو است. اما...
اما چقدر جایت در باغچهی خانهی ما خالیست. یادم است که تو را چیدیم و
به جایت گل میمون کاشتیم. به این امید که زندگی‌مان میمون شود. اما الآن
میفهمم که خودمان میمون شدهایم. میگویند میمون حیوانی است که خیلی شبیه
انسان است، خیلی میفهمد، خیلی باهوش است، اما انسان نیست. ما هم همین‌طوریم،
ما هم خیلی شبیه انسان هستیم، اما بدون تو انسان نیستیم. دیگر خلیفهی
خدا روی زمین نیستیم. خدا خلیفه‌ای روی زمین میخواهد که تو را داشته‌باشد.که عاشق باشد. دلمان برایت خیلی تنگ است. یاد آن روزها بخیر که با هم در کوچه فوتبال بازی میکردیم، یا آن شب‌هایی که با هم ستاره‌ها را میشمردیم. آن وقت‌ها
آسمان هم دست و دلباز و مهربان بود. ستاره‌هایش را از ما مخفی نمیکرد و
نمیترسید آن‌ها را بچینیم. ولی حالا این‌طور نیست. خلاصه که همگی منتطر و چشم‌انتطارت هستیم. بیا تا خدا از ما دلسرد
نشود. بیا ای عشق. بیا تا شاید او هم بیاید. راستی امروز «جمعه» بود.


 

فهرست مطالب منزل 2




طبقه بندی: مطالب شماره دوم، نیمه دوم دی 1390،  شعر، متن ادبی، داستان، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 23 اردیبهشت 1391 توسط دبیر تحریریه

علی محمد مودب

دانش‌آموخته دانشگاه امام صادق علیه السلام

http://moadab.blogfa.com/

 

حماسه ملبورن من «بعد از تماشای استقلال و پرسپولیس»

 

 

یادم نیست چه سالی

 

و قطعا یادم نیست چه روزی !

 

اما یادم است که قرار بود در دانشگاه یک دوره مسابقات فوتبال برگزار شود

 

فوتبال گل متوسط در زمین هندبال!

 

با اینکه خیلی اهل فوتبال آماتوری بودم و گاهی تا ساعت دو و سه شب با رفقا در همان زمین فوتبال بازی میکردیم. اما طبیعی بود که داخل چنین رقابت‌های جدی و پرتماشاگر نشوم! اما ...

 

 

 

اما دیدم در اعلامیه مسابقات رسما نوشته‌اند که لطفا تیم‌های ضعیف ثبت نام نکنند که سطح مسابقات بالا برود و از این حرف‌ها!

 

و این حرف‌ها بر من که یکی از همان فوتبال ضعیف‌ها بودم، گران آمد. با خودم فکر کردم که مگر نه ورزش و مخصوصا ورزش در محیط دانشجویی برای روحیه و سلامتی است و از این حرف‌ها، و این حرف‌ها را با یک سری از رفقا در میان گذاشتم و پیشنهاد دادم که یک تیم به شدت ضعیف تشکیل بدهیم و در مسابقات شرکت کنیم و تا آخر هم پای کار بایستیم!

 

این شد که راه افتادم و بین بچه‌ها ضعیف‌ترین‌ها و البته جدی‌ترین‌ها را انتخاب کردم، یکی‌مان به شدت لاغر بود، یکی چاق، یکی مشکل قلبی داشت، یکی کمر درد و یکی دو نفر هم فوتبالشان خوب بود که برای این وارد لیست شدند که به هر حال مسابقه فوتبال قرار بود برگزار شود! خلاصه با همتی مضاعف این تیم تشکیل شد!

 

هر بازی می‌رفتیم و ده تا دوازده تا و بیشتر و کمتر گل می‌خوردیم و با روحیه و شجاعت تا لحظه آخر بازی می کردیم! و بنده خدا آن مسئولان که آن فکر را داشتند مجبور بودند برای برگزاری بازی ما هم وقت بگذارند و داوری کنند و ...اتفاقا چند تا از بازی‌ها را  رئیس و سیاست‌گذار مسابقات به هر حال سوت زد!

 

 یادش بخیر یک حماسه هم خلق کردیم در حد حماسه ملبورن! یک بازی ما افتاد با تیم کارمندان که قوی‌ترین تیم بود و به دلیل همراهی چندین ساله هماهنگی شان هم بسیار بالا بود. حساب کنید رقابت مالدیو و برزیل مثلا! ما که همیشه دو رقمی گل می‌خوردیم این دفعه درخشیدیم و شش یا هفت تا گل خوردیم.البته انصافا بازی خوبی به نمایش گذاشتیم و در نهایت اواخر نیمه دوم دو تا هم گل زدیم! کلی تماشاچی جمع شد و بازی ما در حد یک نیمه نهایی یا فینال سر و صدا به پا کرد! بخصوص که گل دوم را من زدم که به هر حال به شاعری شناخته شده بودم و توی این فازها نبودم! البته ناگفته نماند که یکی از رفقای خوبمان به عنوان بوقچی ویژه همت زیادی به خرج داد تا تماشاچی یکصدا ما را تشویق کند! بنده خدا تیم مقابل حیران مانده بودند که اینها چقدر سرمستند! و البته لجشان هم درآمده بود!

 

 

 

ورزش قهرمانی در شرایطی که این‌همه فقر حرکتی در جامعه بیداد می کند، واقعا خنده‌دار است مخصوصا با اینهمه دعوا و جار و جنجال و روزنامه ورزشی و نود و ...

 

و مخصوصا ورزش قهرمانی‌ای که در گیر و دار یک پرونده عظیم فساد زحمت می‌کشد و  با همراهی جدی رسانه‌ها نقش پطرس فداکار را به عهده می‌گیرد!

 

البته انصافا باید از آنها که این چند ساله پیاده‌روی‌های همگانی و این جنس حرکت‌ها  را راه انداخته‌اند تشکر کرد و نیز از آن‌ها که سالن‌های مربوط به حوادث غیرمترقبه را در شهر تهران به ورزش زنان اختصاص داده‌اند و البته در همین ماجراها هم باید از ایده مسخره قرعه‌کشی ماشین در مراسم پیاده‌روی و حواشی آن گله کرد و...

 

 یاعلی مددی!

فهرست مطالب منزل 2




طبقه بندی: مطالب شماره دوم، نیمه دوم دی 1390،  طنز، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 اردیبهشت 1391 توسط دبیر تحریریه

روضه‌های بی‌کربلا

تاملی در شیوه‌های جدید مداحی حضرت سیدالشهداء

 

پرهام روشنایی

دانشجوی کارشناسی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات

 

یکی از موضوعاتی که در طول سی سال انقلاب در طول ماه محرم مورد تذکر مراجع تقلید و حتی مقام معظم رهبری قرار گرفته، شیوه‌ی مداحی مداحان در این ماه عزیز و یا سایر مراسمات مذهبی بوده است. در این تذکرات توجهی که صورت گرفته به خود بحث شیوه مداحی است، بعنوان مثال به‌کار بردن ریتم موسیقیایی در مداحی‌هاست. مساله‌ای وجود دارد، هر مداحی که صدایی خوش دارد و شیوه‌ی خواندنش مورد توجه عموم قرار می‌گیرد ، شهرتی به دست آورده و اغلب جوانان  را به خود جذب کرده‌است.

فلسفه‌ی مداحی زنده نگه داشتن یاد کربلا و توسل به امام حسین(ع) است اما این عقیده در میان بعضی از عزاداران جای خود را به مداح خوب، مجلس خوب و مجلس پرجمعیت داده است. یعنی عده‌ای به جای این‌که به دنبال مجلسی غنی از لحاظ ارزشی بروند، دنبال مداحی خوب و اغلب دنبال مادحین مطرح می‌روند و متأسفانه صدا و سیما هم گرفتار این موضوع شده‌است.

اجازه دهید کمی در مورد تأثیرات این پدیده صحبت کنیم. این پدیده دارای دو نوع آسیب است. یک آسیب، آسیب درونی است، به این معنا که فردی که دارای چنین سنتی است کمترین بهره را از این مراسمات می برد. چرا که اصلا برای زنده نگه داشتن یاد شهدای کربلا به مجلس نرفته بلکه بخاطر فلان مداح به مجلس عزا رفته است. آسیب دوم، آسیب‌های بیرونی این پدیده است، در اغلب این مجالس بین مداح و شنونده حالت مراد و مریدی پدید می‌آید. در مواردی از این‌گونه مداح حتی به خود اجازه تحریف وحتی نظریه پردازی! درباره‌ی‌‌ حادثه‌ی عاشورا می دهد. همانطور که دیده‌اید در اغلب این مجالس از سخنران خوب خبری نیست، یعنی از لحاظ بار محتوایی مجلس بهره‌ای ندارد. اتفاقی که می‌افتد این است که مداح می‌خواهد نقش سخنران را نیز بازی کند و این‌جاست که حوادث بعدی که شما با آسیب‌های آن به خوبی آشنایی داریدرخ می‌دهد. یعنی وقتی نیت‌ شرکت در مجالس دینی تغییر پیدا کرد، آسیب‌ها شروع می‌شود. حتی شنیده ‌شده که یکی از این دسته مادحین پس از چندی خواستار نمایندگی مجلس شده است.

پس ببینید یک نیت با این فلسفه عظیم چه می‌کند. هدف‌ها باید اصلاح شود. اگر هدف‌ها درست شد، غنای مذهبی بالا می‌رود البته این‌ها رابطه تقدم و تأخر با یکدیگر ندارد، بلکه اگر منابر ما و صدا و سیمای ما غنی شد،  مجالس ما هم غنی می‌شود. عالمی تعریف می‌کرد در یک مجلس روضه‌ که ده نفر از علمای بزرگ حضور داشتند، هرکدام جمله‌ای می‌گفتتند و همگی گریه می‌کردند.

باید توجهی نسبت به این خطر صورت بگیرد. علما وظیفه دارند روشنگری کنند تا إن شاء الله ذائقه‌ی اغلب جوانان که به این مداحی‌ها گرایش دارند تغییر کند. ذائفه که تغییر کرد کافی است که جمله‌ای گفته شود، آن‌جاست که دل کربلایی می‌شود.

 

فهرست مطالب منزل 2


طبقه بندی: مطالب شماره دوم، نیمه دوم دی 1390،  مقاله، یادداشت و تحلیل، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 توسط دبیر تحریریه

مهار نشده

گفتاری در نقد مستند «مهار نشده»

عباس قائمی

دانشجوی کارشناسی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات

 

اشاره: «مهار نشده» عنوان فیلم مستندی است که توسط گروه مستند‌سازی سفیر، و به کارگردانی مصطفی رضوانی و تهیه‌کنندگی محمد حسن پور ساخته‌شده‌است. این مستند 64 دقیقه‌ای که با محوریت پرونده‌ی هسته‌ای ایران و به زبان انگلیسی ساخته‌شده، با اکران در دانشگاه‌‌های کشور، باعث جلب نظر منتقدین و صاحب‌نظران شده‌است.

 

آغاز/دغدغه

مخاطب در اولین دقایق این مستند از زبان یک دانش‌جوی پاکستانی با سوال «آیا ایران سلاح هسته‌ای دارد؟» مواجه می‌شود. پاسخ به این سوال تا حدودی با پخش تصاویری از روند هسته‌ای شدن ایران، نظر مردم و نظر آمریکا و اسرائیل پرورده می­شود و با پرداختن به موضوع ترور دانشمندان ایرانی و مقایسه‌ی مسأله‌ی هسته‌ای ایران با پاکستان (که دارای فناوری و سلاح هسته‌ای است) به اوج خود می‌رسد.

اصل مطلب

در ادامه‌ی این مستند که کارگردان در آن سعی کرده موضع بی‌طرفی نسبت به مسائل بگیرد، با بیان مختصر و مفیدی از تاریخ خصومت آمریکا و عموما بلوک غرب با ایران، انقلاب و هشت سال دفاع مقدس، ذهن مخاطب را به نهضت عاشورا و پس از آن امامت و فقه شیعه متوجه می‌سازد و سپس اقتدار، شجاعت، دانایی و مشروعیت «امام خامنه‌ای » را از زبان ملل مختلف، به خوبی به تصویر کشیده و از این طریق پیشرفت سیاسی، اهمیت استراتژیک ایران در منطقه و اثرگذاری بر قیام‌های مردمی کشور‌های اسلامی را به نمایش می‌گذارد.

هدف

با اینکه قالب این فیلم، یک مستند بین‌المللی است و سازندگان این فیلم هدف خود را از ساخت این مستند تاثیر و جذب قشر میانه‌رو و یا به بیانی دیگر «خاکستری» جامعه بیا‌ن کرده‌اند، اما به نظر می‌رسد این اثر بتواند مخاطب خارجی را با بعضی مبانی جمهوری اسلامی، علت‌های دشمنی آمریکا با ایران و همچنین برخی از جنایات آن‌ها در حق ملت بزرگ ایران آشنا کرده، همچنین قشر مذهبی را از پیشرفت‌ها و موقعیت‌ها آگاه و مخالفین را عصبانی و قشر خاکستری را جذب کند.

 

از طرفی اتصال و به هم پیوستن چندین موضوع در رابطه با ایران (پرونده‌ی هسته‌ای، سیاست خصمانه‌ی غرب در قبال ایران، انقلاب و رهبری امام خمینی (ره)، هشت سال دفاع مقدس، عزاداری و الگوبرداری از امام حسین (ع)، تاثیرگذاری رهبری امام خامنه‌ای، موقعیت ایران در منطقه و...) نقطه‌ی قوت این اثر به شمار می‌رود که باعث مرور سریع حافظه‌ی تاریخی و جمع‌بندی مخاطب داخلی ، در موضوع حساسیت ایران برای غرب می‌شود اما باید انتظار داشت علاوه بر خلاصه‌گویی و تغییر موضوع در یک فیلم، جمع‌بندی نکردن هر موضوعی، باعث سردرگمی و گیج شدن مخاطب خارجی می شود.

با اینکه این مستند از سیر عقلی خوبی برخوردار است و مخاطب ارتباط بین موضوعات بیان شده را متوجه می‌شود، اما چند سوال مطرح شده در مستند بدون پاسخ باقی می‌ماند، که رهاکردن مخاطب، هنگام تصمیم گیری و پاسخ‌گویی به این سوالات که از جمله‌ی آن‌ها سوال اصلی مستند «آیا ایران سلاح هسته‌ای دارد؟» می باشد، در فیلمی چندان درست به نظر نمی‌رسد.

با این‌که فیلم از سیر خوبی برخوردار است، اما به نظر می‌رسد در مقایسه با آثار مستند دشمن، جذابیت کمتری دارد و در برانگیختن و حفظ حس کنجکاوی و ایجاد سوال در ذهن مخاطب توفیق کمی خواهد داشت.


فهرست مطالب منزل دوم 



 

نوشته شده در تاریخ شنبه 9 اردیبهشت 1391 توسط دبیر تحریریه
حیات خلوت 4 و ضمیمه سینمایی فانوس













طبقه بندی: خبر و اطلاع رسانی، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 9 اردیبهشت 1391 توسط دبیر تحریریه
عباس قائمی

خدا پدرت را بیامرزد پیام!

من موندم اگه این پیامک نبود صدا و سیما می‌خواست چی‌کار کنه؟ برنامه‌های رادیویی که دیگه خوب یاد گرفتن! رویه‌ی همه‌ی برنامه‌ها این شده که  اولش یه موضوع می‌گن،  بعد از مردم می‌خوان که در مورد اون موضوع واسه‌مون پیامک به این شماره بفرستید!  مثلاً به نظر شما رنگ زرد برای تزیین شکلات روی کیک تولد بهتره یا برای زین فیل هیزم جمع کن توی هند!

بعد هم هر نیم ساعت یه بار هم که یه بیکاری یه پیام واسه‌شون می‌فرسته،  از خوش‌حالی و دست‌پاچگی نمی‌دونن باید چی‌کار کنن! دیگه حتی خاله شادونه هم از بچه‌ها می‌خواد در مورد این‌که چه غذایی می‌خورین یا چه جوری می­‌خورین به اون شماره پیامک بزنین.

سوال این‌جاست: اگه قراره مردم با پیامک‌هاشون برنامه رو بگردونن، دیگه چه نیازی هست به شما؟!!؟

 

جن‌گیر، روح‌زده، شیطانی!

نمی‌دونم تولیدکنندههای سریال‌ها توی ماه رمضون جن‌گیر میشن؟ یا توی ماه رمضون روحا توی صدا و سیما پرسه می زنن، یا رفت و آمد شیطان بین مردم زیاد میشه که سریالامون اینطوری به جای خدا و پیغمبر می‌رن سمت جن و روح و شیطان!

از «کمکم کن » و « او یک فرشته بود» و «آخرین گناه» و «اغما» و «میوه‌ی ممنوعه»  گرفته تا «سقوط یک فرشته» و «پنج کیلومترتا بهشت» و غیره و غیره که من حتی اسمشونو هم یادم نیست، چه برسه جزئیاتش!

تازه بازخوردهاشم جالبه! اون طرف کاسبی شده واسه چندتا شیاد که میان میگن من عزرائیلم اومدم جونتو بگیرم تا یارو فرار کنه و بتونن ماشینشو بدزدن تا اون چندتا بچه‌هایی که خودشونو دار زدن تا مثل سریال پنج کیلومتر تا بهشت بتونن پرواز کنن و این طرف و اون طرف برن. آخه آقایون صدا و سیما! رحمی!

 

ستون پنجم!

فرض کن من دشمن تو. میام یه چیزی درست می‌کنم که باهاش قدرت و نیروی جووناتو از بین ببرم. بعد که می‌خوام پرتابش کنم سمت جوونات که از بین ببرمشون میای دستمو می‌زنی کنار می‌گی: نه جون داداش! بذار واست جابه جاش کنم! کجا می‌خوای ببریش؟

منم راحت یه گوشه می‌شینم تا تو سلاح منو ببری برسونی به جوونات و نابودشون کنی! چقدر دستت درد نکنه! چقدر کارمو راحت کردی!

جدیداً فیلمایی از صدا و سیما پخش می‌شه که معلومه محتوای شیطانی و ضد عقایدی داره، اون وقت بعضی ستون پنجم ها (دور از جون مدیران صدا و سیمای ما) میان زحمت دشمنو کم می‌کنن به زبان فارسی واسه جوونا پخشش می‌کنن! تازه حالا بگو یه نقدی یه ردی یه جوابی ، پاسخی ! هیچ!!

مثلاً فیلم «افسانه‌ی جادوگر» که توجیه علمی و دعوت و تقدیس جادو بود رو تمام و کمال پخش کردن بدون اینکه بگن عزیزم اینایی که این داره میگه راست نیست ها! یهو باور نکنی گولشونو بخوری! بنده شخصا عرض می‌کنم بعد از اون فیلم بسیار به مسائل جادو جنبلیسم علاقه‌مند شدم!

 یا خیلی فیلم‌هایی که دعوت به سبک زندگی آمریکایی در اونا موج میزنه رو بدون اینکه آموزشی به جوون‌ها داده بشه پخش می کنن. نه واکسنی واسه پیشگیری نه حتی درمانی واسه پس‌گیری!


فهرست مطالب شماره دوم



طبقه بندی: مطالب شماره دوم، نیمه دوم دی 1390،  مقاله، یادداشت و تحلیل، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 9 اردیبهشت 1391 توسط مدیر وبنوشت
با توجه به استقبال گسترده دانشجویان
شماره چهارم حیات خلوت و ضمیمه سینمایی فانوس تجدید چاپ می‌شوند


درباره وبلاگ

HayatKhalvatMag.ir
نشریه حیات خلوت،
ویژه‌نامه داخلی ماهنامه حیات،
نشریه فرهنگی سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام؛
امکانی است برای تمرین نویسندگی و همین طور جای بعضی حرفهای خصوصی تر
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
شما نشریه حیات خلوت را چگونه ارزیابی می کنید؟






نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات