حیات خلوت
ویژه‌نامه داخلی ماهنامه حیات، نشریه فرهنگی سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 اردیبهشت 1391 توسط دبیر تحریریه

روضه‌های بی‌کربلا

تاملی در شیوه‌های جدید مداحی حضرت سیدالشهداء

 

پرهام روشنایی

دانشجوی کارشناسی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات

 

یکی از موضوعاتی که در طول سی سال انقلاب در طول ماه محرم مورد تذکر مراجع تقلید و حتی مقام معظم رهبری قرار گرفته، شیوه‌ی مداحی مداحان در این ماه عزیز و یا سایر مراسمات مذهبی بوده است. در این تذکرات توجهی که صورت گرفته به خود بحث شیوه مداحی است، بعنوان مثال به‌کار بردن ریتم موسیقیایی در مداحی‌هاست. مساله‌ای وجود دارد، هر مداحی که صدایی خوش دارد و شیوه‌ی خواندنش مورد توجه عموم قرار می‌گیرد ، شهرتی به دست آورده و اغلب جوانان  را به خود جذب کرده‌است.

فلسفه‌ی مداحی زنده نگه داشتن یاد کربلا و توسل به امام حسین(ع) است اما این عقیده در میان بعضی از عزاداران جای خود را به مداح خوب، مجلس خوب و مجلس پرجمعیت داده است. یعنی عده‌ای به جای این‌که به دنبال مجلسی غنی از لحاظ ارزشی بروند، دنبال مداحی خوب و اغلب دنبال مادحین مطرح می‌روند و متأسفانه صدا و سیما هم گرفتار این موضوع شده‌است.

اجازه دهید کمی در مورد تأثیرات این پدیده صحبت کنیم. این پدیده دارای دو نوع آسیب است. یک آسیب، آسیب درونی است، به این معنا که فردی که دارای چنین سنتی است کمترین بهره را از این مراسمات می برد. چرا که اصلا برای زنده نگه داشتن یاد شهدای کربلا به مجلس نرفته بلکه بخاطر فلان مداح به مجلس عزا رفته است. آسیب دوم، آسیب‌های بیرونی این پدیده است، در اغلب این مجالس بین مداح و شنونده حالت مراد و مریدی پدید می‌آید. در مواردی از این‌گونه مداح حتی به خود اجازه تحریف وحتی نظریه پردازی! درباره‌ی‌‌ حادثه‌ی عاشورا می دهد. همانطور که دیده‌اید در اغلب این مجالس از سخنران خوب خبری نیست، یعنی از لحاظ بار محتوایی مجلس بهره‌ای ندارد. اتفاقی که می‌افتد این است که مداح می‌خواهد نقش سخنران را نیز بازی کند و این‌جاست که حوادث بعدی که شما با آسیب‌های آن به خوبی آشنایی داریدرخ می‌دهد. یعنی وقتی نیت‌ شرکت در مجالس دینی تغییر پیدا کرد، آسیب‌ها شروع می‌شود. حتی شنیده ‌شده که یکی از این دسته مادحین پس از چندی خواستار نمایندگی مجلس شده است.

پس ببینید یک نیت با این فلسفه عظیم چه می‌کند. هدف‌ها باید اصلاح شود. اگر هدف‌ها درست شد، غنای مذهبی بالا می‌رود البته این‌ها رابطه تقدم و تأخر با یکدیگر ندارد، بلکه اگر منابر ما و صدا و سیمای ما غنی شد،  مجالس ما هم غنی می‌شود. عالمی تعریف می‌کرد در یک مجلس روضه‌ که ده نفر از علمای بزرگ حضور داشتند، هرکدام جمله‌ای می‌گفتتند و همگی گریه می‌کردند.

باید توجهی نسبت به این خطر صورت بگیرد. علما وظیفه دارند روشنگری کنند تا إن شاء الله ذائقه‌ی اغلب جوانان که به این مداحی‌ها گرایش دارند تغییر کند. ذائفه که تغییر کرد کافی است که جمله‌ای گفته شود، آن‌جاست که دل کربلایی می‌شود.

 

فهرست مطالب منزل 2


طبقه بندی: مطالب شماره دوم، نیمه دوم دی 1390،  مقاله، یادداشت و تحلیل، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 9 اردیبهشت 1391 توسط دبیر تحریریه
عباس قائمی

خدا پدرت را بیامرزد پیام!

من موندم اگه این پیامک نبود صدا و سیما می‌خواست چی‌کار کنه؟ برنامه‌های رادیویی که دیگه خوب یاد گرفتن! رویه‌ی همه‌ی برنامه‌ها این شده که  اولش یه موضوع می‌گن،  بعد از مردم می‌خوان که در مورد اون موضوع واسه‌مون پیامک به این شماره بفرستید!  مثلاً به نظر شما رنگ زرد برای تزیین شکلات روی کیک تولد بهتره یا برای زین فیل هیزم جمع کن توی هند!

بعد هم هر نیم ساعت یه بار هم که یه بیکاری یه پیام واسه‌شون می‌فرسته،  از خوش‌حالی و دست‌پاچگی نمی‌دونن باید چی‌کار کنن! دیگه حتی خاله شادونه هم از بچه‌ها می‌خواد در مورد این‌که چه غذایی می‌خورین یا چه جوری می­‌خورین به اون شماره پیامک بزنین.

سوال این‌جاست: اگه قراره مردم با پیامک‌هاشون برنامه رو بگردونن، دیگه چه نیازی هست به شما؟!!؟

 

جن‌گیر، روح‌زده، شیطانی!

نمی‌دونم تولیدکنندههای سریال‌ها توی ماه رمضون جن‌گیر میشن؟ یا توی ماه رمضون روحا توی صدا و سیما پرسه می زنن، یا رفت و آمد شیطان بین مردم زیاد میشه که سریالامون اینطوری به جای خدا و پیغمبر می‌رن سمت جن و روح و شیطان!

از «کمکم کن » و « او یک فرشته بود» و «آخرین گناه» و «اغما» و «میوه‌ی ممنوعه»  گرفته تا «سقوط یک فرشته» و «پنج کیلومترتا بهشت» و غیره و غیره که من حتی اسمشونو هم یادم نیست، چه برسه جزئیاتش!

تازه بازخوردهاشم جالبه! اون طرف کاسبی شده واسه چندتا شیاد که میان میگن من عزرائیلم اومدم جونتو بگیرم تا یارو فرار کنه و بتونن ماشینشو بدزدن تا اون چندتا بچه‌هایی که خودشونو دار زدن تا مثل سریال پنج کیلومتر تا بهشت بتونن پرواز کنن و این طرف و اون طرف برن. آخه آقایون صدا و سیما! رحمی!

 

ستون پنجم!

فرض کن من دشمن تو. میام یه چیزی درست می‌کنم که باهاش قدرت و نیروی جووناتو از بین ببرم. بعد که می‌خوام پرتابش کنم سمت جوونات که از بین ببرمشون میای دستمو می‌زنی کنار می‌گی: نه جون داداش! بذار واست جابه جاش کنم! کجا می‌خوای ببریش؟

منم راحت یه گوشه می‌شینم تا تو سلاح منو ببری برسونی به جوونات و نابودشون کنی! چقدر دستت درد نکنه! چقدر کارمو راحت کردی!

جدیداً فیلمایی از صدا و سیما پخش می‌شه که معلومه محتوای شیطانی و ضد عقایدی داره، اون وقت بعضی ستون پنجم ها (دور از جون مدیران صدا و سیمای ما) میان زحمت دشمنو کم می‌کنن به زبان فارسی واسه جوونا پخشش می‌کنن! تازه حالا بگو یه نقدی یه ردی یه جوابی ، پاسخی ! هیچ!!

مثلاً فیلم «افسانه‌ی جادوگر» که توجیه علمی و دعوت و تقدیس جادو بود رو تمام و کمال پخش کردن بدون اینکه بگن عزیزم اینایی که این داره میگه راست نیست ها! یهو باور نکنی گولشونو بخوری! بنده شخصا عرض می‌کنم بعد از اون فیلم بسیار به مسائل جادو جنبلیسم علاقه‌مند شدم!

 یا خیلی فیلم‌هایی که دعوت به سبک زندگی آمریکایی در اونا موج میزنه رو بدون اینکه آموزشی به جوون‌ها داده بشه پخش می کنن. نه واکسنی واسه پیشگیری نه حتی درمانی واسه پس‌گیری!


فهرست مطالب شماره دوم



طبقه بندی: مطالب شماره دوم، نیمه دوم دی 1390،  مقاله، یادداشت و تحلیل، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 9 اسفند 1390 توسط دبیر تحریریه

تاملی در اسلام‌گرایی نظام جدید تونس

 

محمدصالح فیاض‌انوشی

دانشجوی کارشناسی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات

Anooshi1372@yahoo.com

 

تونس معاصر

تونس کشوری است که نزدیک به 75 سال (1956-1881) مستعمره‌ی  فرانسه بوده‌است و پس از آن نیز حدود 55 سال حکومت دیکتاتورها را تجربه کرده‌است. 31 سال استبداد حبیب بورقیبه و 23 سال خودکامگی زین العابدین بن علی و اگر نبود خودسوزی «محمد بوعزیزی» شاید شاهد فوران خشم این ملت و به دنبال آن موج گسترده‌ی بیداری اسلامی نبودیم.

بسیاری از تحلیل‌گران از  نبود یک رهبر در راس این قیام به عنوان یک ضعف عمده یاد می‌کردند اما بازگشت شیخ راشد الغنوشی به تونس نظرها را تغییر داد.

 

راشد الغنوشی کیست؟

شیخ راشد الغنوشی  در سال 1941 در شهر «حما» در جنوب تونس به دنیا آمد.وی پس از اتمام تحصیلات متوسطه به دمشق رفت و در رشته فلسفه ادامه‌ی تحصیل داد و سپس به فرانسه رفت و در دانشگاه سوربن پذیرفته شد.وی پس از بازگشت از فرانسه جنبش اسلامی النهضه را تاسیس نمود.او از فعالان مبارزه‌ی با حکومت استبدادی حبیب بورقیبه بود. و سرانجام در سال 1981 به 11 سال زندان محکوم شد اما با روی‌کار آمدن بن علی به سال 1987 از زندان آزاد گردید.در سال 1992 دوباره دستگیر شد و به زندان افتاد.سپس به الجزایر و سودان منتقل شد و از آن‌جا به انگلستان تبعید شد. با آغاز انقلاب مردم  به تونس باز گشت.وی صاحب کتابی با عنوان «امام خمینی و تجدید حیات اسلام» نیز می‌باشد. پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال 76 وی همگان را به مشاهده تلاش ایران برای تلفیق  اسلام و دموکراسی دعوت کرد، چرا که معتقد بود این تجربه در صورت موفقیت به عنوان الگویی برای تمام کشورهای منطقه‌ی خاورمیانه در خواهد آمد.

در انتخابات مجلس موسسان، ائتلاف اسلام‌گرایان تونس  که متشکل از احزاب «النهضه»، «دموکراسی برای کار و  آزادی» و «حزب کنگره برای جمهوری» است، توانست اکثریت  آرا  مردم را به خود اختصاص دهد و از احزاب غرب‌گرا و ملی‌گرای تونس پیشی بگیرد.

 

مواضع جدید الغنوشی

  شیخ راشد الغنوشی هم‌چنین در موضع‌گیری‌های اخیر خود به عنوان رهبر حزب النهضه(حزب پیروز انتخابات) از موارد زیر به عنوان شاخصه‌های مد نظر خود برای نظام آینده تونس نام برد.

1. تاکید بر آزادی بیان و  مذهب و مخالفت با هر گونه افراط گرایی.

2. عدم دخالت اسلام‌گرایان در زندگی خصوصی مردم به خصوص مساله پوشش زنان.

3. رعایت تعهدات خارجی تونس.

4. تقویت هم‌کاری با ایالات متحده و اتحادیه اروپا.

البته لازم به ذکر است که شیخ راشد الغنوشی  در آخرین سخنان خود از  ترکیه  به عنوان الگویی مناسب در جهان اسلام یاد می‌کند و هنگامی که از وی در مورد ایران پرسیده می‌شود او با استدلالی نامفهوم سعی می‌کند با ناموفق نشان دادن ایران نتیجه‌ی دلخواه خود مبنی بر قراردادن ترکیه به عنوان یک الگو را بگیرد و ابراز می‌دارد که ایرانی‌ها در مواردی موفق بوده‌اند و در مواردی ناکام، ایران توانسته‌است بیش از 30 سال در برابر تحریم‌های پر فشار بین‌المللی مقاومت کند اما آن‌ها در انتخابات گذشته نتوانستند به اجماع برسند و «یکی از علامات سلامت انتخابات این است که مخالفان نتیجه‌اش را قبول داشته‌باشند و گرنه مشکلی وجود دارد»؟!

اکنون پس از شکل‌گیری این نظام جدید در تونس باید منتظر بمانیم تا ببینیم که واکنش مردم تونس چه خواهد‌‌بود.

آیا این نظام همانی است که می‌خواستند؟


 

53784876442692353454.jpg

فهرست مطالب منزل دوم




طبقه بندی: مطالب شماره دوم، نیمه دوم دی 1390،  مقاله، یادداشت و تحلیل، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 23 بهمن 1390 توسط دبیر تحریریه

مقام معظم رهبری فرمودند ...؟

تاملی بر نحوه پاسخ‌گویی برخی مسئولان به منتقدان

علی رزم‌آرا

دانشجوی کارشناسی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات

«حالا بعضى‌ها دوست می‌دارند همین‌طور بگویند؛ فلان تصمیم‌ها بدون نظر رهبرى گرفته نمی‌شود. نه، این‌طور نیست. مسئولین در بخش‌هاى مختلف، مسئولیت‌هاى مشخصى دارند. در بخش اقتصادى، در بخش سیاسى، در بخش دیپلماسى، نمایندگان مجلس در بخش‌هاى خودشان، مسئولان قوه‌ قضاییه در بخش خودشان، مسئولیت‌هاى مشخصى دارند. در همه‌ این‌ها رهبرى نه می‌تواند دخالت كند، نه حق دارد دخالت كند، نه قادر است دخالت كند؛ اصلاً امكان ندارد
این سخنان آقاست در دیدار دانشجویان کرمانشاه «24 مهرماه 90» اما شأن نزول آن؟

آذرماه 88 بود که آقای لاریجانی به مصر سفر کرد و با حسنی مبارک دیدار کرد که البته این دیدار با اعتراض‌های بسیار، به ویژه از سوی جنبش دانشجویی هم‌راه شد. در آن برهه یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی اعلام کردند که این سفر با هماهنگی مقامات عالی‌رتبه نظام صورت می‌گیرد اما همین نماینده چندی قبل در مصاحبه با روزنامه رسالت اشاره کردند: «در آخرین شب سفر مقام معظم رهبری به استان كرمانشاه، ... ایشان با یادآوری مصاحبه یك سال قبل این‌جانب حین سفر دكتر لاریجانی به مصر، فرمودند: «... واقعا آن سفر با من هماهنگ نشده بود. اگر هماهنگ می‌شد، با آن سفر و به‌ویژه دیدار با مبارك مخالفت می‌كردم.» ... در آن لحظه جناب آقای حجازی از دفتر مقام معظم رهبری كه در جلسه حضور داشتند، فرمودند: حضرت آقا، آقای لاریجانی موضوع را به بنده گفته بودند، من فراموش كرده بودم كه با شما هماهنگ كنم.»

در این زمینه دو نکته به نظر می‌رسد: اول این‌که چرا چنین سفر مهمی قبل از دریافت اجازه از رهبری صورت می‌گیرد؟ و نکته دوم و دردناک‌تر این است که برای توجیه عمل‌کرد نادرست مسئولان به سادگی از اعتبار ولی معظم فقیه خرج می‌شود؟

در این زمینه، مثال‌های متعدد دیگری هم وجود دارد. مثل برخی از مسئولان صداوسیما که بسیار مایل‌اند خودشان را در هماهنگی تام و تمام با رهبری نشان دهند؛ یا عده‌ای از مسئولان در رده‌های مختلف که در جواب بسیاری از انتقادات به جای پاسخ‌گویی شفاف و یا پذیرش اشتباه خود به طور نه چندان دل‌چسبی به سرعت جواب می‌دهند که مقام معظم رهبری فرمودند...-هرچند معمولا سخنانی که از آقا نقل می‌کنند مرتبط با موضوع مطرح شده نیست!- و سعی می‌کنند به هر نحو ممکن از گنجینه اعتباری رهبری برای توجیه ضعف‌های خود استفاده کنند. این امر قطعا به اعتبار نظام –حداقل در چشم بخشی از جامعه- ضربه می‌زند. ای کاش اگر توانایی انجام وظیفه نداریم مسئولیت قبول نکنیم! اگر مسئولیت را پذیرفتیم اشتباهاتمان را بپذیریم! اگر آن را هم نمی‌پذیریم، اعتبار رهبری را بازی‌چه اهداف کم‌ارزش شخصی و جناحی نکنیم.

روزگار غریبی است شعار ولایت‌پذیری زیاد سر داده می‌شود، اما آن‌که پیش از همه، آبرویش را در کف دست خود گرفته است، خود ولی است. خطبه‌های جمعه 29 خرداد 88 را می‌گویم.

09340389101693154193.jpg

PDF این صفحه

فهرست مطالب منزل دوم




طبقه بندی: مطالب شماره دوم، نیمه دوم دی 1390،  مقاله، یادداشت و تحلیل، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 دی 1390 توسط دبیر تحریریه

کجایند یاران عاشورایی امام؟!

یادی از دیدار عید غدیر 1384

به قلم یکی از دانشجویان دکتری دانشگاه امام صادق علیه السلام

 

چه روز شگفت انگیزی بود. همه چیز از قبل، مرتب بود. اتفاق مهمی در زندگی ما قرار بود، رخ دهد. هم‌چنین در تاریخ دانشگاه هر چه به زمان موعود نزدیک‌تر می‌شدیم، شور و شوق، بیشتر می‌شد. بالاخره آن روز به یاد ماندنی فرا رسید...

 روز عید غدیر بود. سیل جمعیت دانشجویان و اساتید و کارکنان بود که سوار اتوبوس‌ها می‌شدند و حرکت می‌کردند. مقصد همه، یک جا بود. برق شادی را از نگاه بچه ها کاملا می‌شد، دید. فکرش را بکنید؛ دیدار خصوصی جمع دانشجویان و اساتید و کارکنان دانشگاه امام صادقعلیه السلام با ولی معظم فقیه، امام خامنه‌ای.

به مقصد که رسیدیم، همه به صف از بازرسی اول عبور کردیم. کفش‌ها را که تحویل دادیم، یک روحانی، دم در بازرسی دوم ایستاده بود و به هر کس، نفری 200 تومان از طرف آقا عیدی می‌داد. از بازرسی دوم و سوم هم عبور کردیم. حسینیه پر شده بود از جمعی که همه مشتاق دیدار یار بودند. این را از شعرها و زمزمه‌ها و هم‌خوانی‌ها می‌شد فهمید. انتظار، طولانی شده بود. با مداحی آقا میثم مطیعی، فضا آرام‌تر شده بود. بالاخره مقام معظم رهبری تشریف فرما شدند. قرآن و سخنرانی‌های کوتاه برخی اساتید و دانشجویان و نمایندگان تشکل‌های دانشجویی دانشگاه.

لحظه‌هایی پر از خاطره. همه می‌خواستند صحبت‌ها کوتاه شود تا مدت زمان بیش‌تری از سخنان آقا استفاده کنند. بالاخره، نوبت به حرف‌های آقا رسید و در میان همه حرف‌ها، یک مسؤولیت سنگین بر دوش ما نهاده شد...

هنوز هم شانه‌هایم زیر بار این مسؤولیت، سنگینی می‌کند...

باید دانشگاه امام صادقعلیه السلام، مرجع همه تحقیقات جهان شود...

شوری به پا شد. اما زود همه چیز تمام شد. و هنوز حرف یار، بر زمین مانده است...

به راستی اگر امام خمینیسلام‌الله‌علیه به کاری امر می‌کردند، این‌طور بر روی زمین می‌ماند؟

خرمشهر باید آزاد شود...

چند روز بعد، خرمشهر را خدا آزاد کرد...

کجایند یاران عاشورایی امام؟!

 

فهرست مطالب منزل اول




طبقه بندی: مطالب شماره اول، آذر 1390،  مقاله، یادداشت و تحلیل، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 دی 1390 توسط دبیر تحریریه

دانشجوی بسیجی یا بسیجی دانشجو

یادداشت سر راهی


شاید برخی بگویند «دانشجوی بسیجی» همان «بسیجی دانشجو»ست و جابجایی الفاظ را حاصلی و فایده‌ای نیست؛ چرا که دانشجو در نهایت باید بسیجی باشد و بسیجی طالب علم. لکن به نظر حقیر لفظ «دانشجو» اصطلاحی است به کار برده شده برای کسی که سدّ کنکور را گذرانده و حال مشغول به پاس دادن (گذراندن) تعدادی واحد درسی در نیمسال تحصیلی n+1 است و این لزوما همان طلب علم نمی‌باشد که فرمودند: «طلب العلم فریضه علی کل مسلم (و مسلمه)». لذا دانشجو به معنای رایج آن، قدری با طالب علم تفاوت داشته و در نهایت این‌که تطابق دانشجو و بسیجی (به معنای واقعی کلمه) ممکن و لازم بوده اما رایج نمی‌باشد.

از طرف دیگر با مقدم داشتن «دانشجو» بر «بسیجی»، شأن اصلی ما، دانشجو بودن تلقی می‌گردد. حال آن‌که شأن اصلی ما «بسیجی» بودن است چرا که امیرالمؤمنین علیعلیه السلام  که شاه مردان عالم است، خود یک بسیجی بود که تمام زندگی‌اش وقف اسلام بود.

در واقع انسان خلق شده است تا بسیجی باشد!  

توضیح آن‌که «وما خلقت الجن و الإنس إلا لیعبدون» دال بر آن است که ما تنها برای عبادت خلق شده‌ایم و اگر عبادت را منحصر در اعمال عبادی ندانیم، مصادیق عبادت می‌تواند هر کدام از افعال طبیعی و یا غیر طبیعی ما باشد: نفس کشیدن، غذا خوردن، تحصیل علم، تقویت جسم و... البته بشرطها و شروطها که بماند!

لذا ما خلق شده‌ایم که عبادت و بندگی کنیم که این عبادت اعم از عبادیات است که در نهایت این عابد واصل می‌شود همان «بسیجی تمام عیار» خودمان.

پس، شأن اول ما بسیجی بودن است و یکی از شئونات بسیجی، تحصیل علم و شاید با ادبیات امروزی یکی از مصادیق تحصیل علم، دانشجویی! باشد.

شاید ثمره این دعوای لفظی، یکی آن باشد که هر زمان اگر قرار شد درس بخوانیم، بخوانیم. اگر قرار شد سلاح برداریم، برداریم. اگر قرار شد هم درس بخوانیم، هم سلاح برداریم، همین کار را بکنیم. چرا که بسیجی بودن اصل اولی است و دانشجو بودن از اصول بعدی.

اگر نه، چگونه می‌توان توجیه کرد سیره شهدایی را که دانشجو یا طلبه بودند و سلاح به دست؟!

تتمه بحث آن‌که، عبادت حد و حصر ندارد، چرا که حاصل عبادت، عشق است و عاشق را خستگی معنا ندارد. در نتیجه بسیجی -که همان عابدِ عاشق است- نباید برابر دیگران درس بخواند، بلکه باید چند برابر دیگران درس بخواند. نباید برابر دیگران خدمت به خلق کند، باید چند برابر خدمت کند. نباید برابر دیگران کار کند، نباید... در واقع می‌رسیم به همان عبارت معروف که: «بسیجی، خستگی را خسته کرده.»

پس اگر از همین اندک درس خواندن خود و از اندک‌های بی‌شمارِ دیگرمان هم خسته می‌شویم، تردید در عاشقی باید کرد؛ یعنی هنوز بسیجیِ اول راهیم نه بسیجیِ عاشق.

 

و سلام خدا بر شاهدان جبهه حق

 

فهرست مطالب منزل اول




طبقه بندی: مطالب شماره اول، آذر 1390،  مقاله، یادداشت و تحلیل، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 دی 1390 توسط دبیر تحریریه

 

...لاف عاشقی

نقدی بر کم‌کاری ما در مسأله کرسی‌های آزاداندیشی

مجتبی باباخانی


تحولات اخیر خاورمیانه و وقوع خیزش‌های مردمی علیه حاکمان دیکتاتور منطقه، حال و هوایی آخرالزمانی در کشور ایجاد کرده است. در این میان، هم‌زمانی این وقایع با فتنه پس از انتخابات سال 88 در ایران، بحث از غربال‌های این دوران -که تحت عنوان ریزش‌ها و رویش‌ها مطرح می‌شود- را بسیار شایع و فراگیر کرده است.

در چنین فضایی است که جوانان پرشور و انقلابی، با دقت و بصیرت، اعمال مسئولان را زیر نظر داشته، آن را با شاخص ولایت فقیه می­سنجند و در صورتی که کوچک‌ترین اقدام آنان خلاف امر ولی باشد، اعتراض و نارضایتی خویش را اعلام کرده و خواهان پاسخ‌گویی مسئول مربوطه می‌شوند.

بی‌گمان رسیدن مردم، مخصوصاً جوانان یک کشور به چنین سطحی از حضور و آگاهی، از نعمات بزرگ الهی است که ضامن حفظ آرمان‌ها و ارزش‌های ملتی انقلابی بوده و جای شکرش باقی... اما آن‌چه در این میان، این حرکت رونده و سیال را تهدید می‌کند، گرفتار شدن در دامی است که آنان، همواره دیگران را به علت افتادن در آن تقبیح کرده و از دایره انقلاب خارج می­دانند. آری؛ خطر، درست در زمانی جدی می­شود، که دستِ کم گرفته شود. اوجِ خطر زمانی است که خود را از افتادن در دام مصون بدانیم.

آن­چه نگارنده در این نوشته به دنبال آن است، تلنگری است به خودمان. تنبّهی است به تمام جوانان ولایی و حزب‌اللهی که دغدغه­ای جز تحقق اهداف آرمانی انقلاب خمینی کبیر و امتثال اوامر امام خامنه­ای در ذهن خود نمی­پرورانند و آن توجه به این نکته است که مراقب باشیم در همان دامی گرفتار نشویم که دیگران را از آن بر حذر می­داریم. عزیزان! باور کنیم که ریزش فقط برای مسئولان نیست، بلکه هر کسی به اندازه مسئولیت و نقشی که می­تواند ایفا نماید، مسئول است. مراقب باشیم زمانی فرا نرسد در حالی که اوامر مولایمان بر زمین مانده، مشغول آمال و خواسته­های خویش شویم که بی­شک این آغازین نقطه سقوط و ریزش است.

آن­چه نگارنده را به نگارش این سطور و تذکر این نکته ترغیب کرد، گذشت سال­های طولانی از اولین درخواست رهبری از دانشجویان برای برگزاری کرسی­های آزاداندیشی در دانشگاه­ها و کشاندن بحث­ها و مجادلات سیاسی و اجتماعی به فضای دانشگاه­ها و بررسی کارشناسی آن­ها در فضایی علمی و دور از جنجال‌های سیاسی بود. کم­کاری دانشجویان در عملی ساختن این امر، رهبر انقلاب را به تأکید مجدد بر آن ناگزیر کرد و این بار با لحنی تندتر از همیشه خطاب به دانشجویان فرمودند:

«بنده گفتم كرسى آزادفكرى را در دانشگاه‌ها به وجود بیاورید. خوب، شما جوان‌ها چرا به وجود نیاوردید؟ شما كرسى آزادفكرى سیاسى را، كرسى آزاد فكرى معرفتى را تو همین دانشگاه تهران، تو همین دانشگاه شریف، تو همین دانشگاه امیركبیر به وجود بیاورید. چند نفر دانشجو بروند، آن‌جا حرفشان را بزنند، حرف هم‌دیگر را نقد كنند، با هم‌دیگر مجادله كنند. حق، آن‌جا خودش را نمایان خواهد كرد.»[1]

پس از خطاب توبیخ­گونه امام خامنه­ای به دانشجویان تصور این‌که این امر هم‌چنان مغفول بماند بسیار دشوار و دور از ذهن می­نمود، اما دیدیم که تنها شعارهایی در این باره سر داده شد و در عمل، گام­های ضعیف و لرزان در راستای تحقق آن برداشته شد، و این‌ها به هیچ عنوان نمی­توانست رافع این‌ مسئولیت یا مأموریت عظیم باشد و این‌جاست که اماممان زبانِ شکوه از سستیِ یارانِ مدعی می­گشاید که «آن كرسى‌هاى آزاداندیشى را كه من صد بار - با كم و زیادش - تأكید كردم، راه بیندازید....»[2] و باز هم....

با نگاهی منصفانه به نظر می­رسد اکنون با گذشت چند سال از پیام رهبر انقلاب و عدم توجه کافی دانشجویان حزب­اللهی به آن، جا دارد به جای صدور بیانیه در محکومیت قوه قضاییه از عدم برخورد قاطع با مفسدان اقتصادی، پس از گذشت سال­ها از فرمان هشت ماده‌ای رهبر انقلاب، محکومیت مجلس برای بی‌توجهی به اوامر رهبری درباره جایگاه شورای عالی انقلاب فرهنگی، انتقاد از قوه مجریه به خاطر عدم توجه به فرامین ولی فقیه مبنی بر لزوم حفظ وحدت قوای سه­گانه یا.... بیانیه­ای در محکومیت کم­کاری خودمان در جهت عملی ساختن درخواست صریح ولی امرمان مبنی بر لزوم برگزاری کرسی­های آزاداندیشی و نظریه­پردازی در دانشگاه‌ها، صادر کنیم تا شاید از خواب سنگین زمستانی‌مان برخیزیم و به­جای -یا درکنار- محکوم کردن دیگرات، تلنگری نیز به خودمان بزنیم که بی­توجهی امروز، ریزش فردا را در پی خواهد داشت...

و اینک جهاد اقتصادی! امری که همچون شمشیری دولبه می‌ماند و روشن است که هم‌چون همیشه، نخبگان جامعه، مسئولیت روشن ساختن زوایای این امر را بر عهده خواهند داشت. ...و اگر خود را نخبه بدانیم، وای بر ما اگر به امور روزمره خویش مشغول شویم و راه را برای استفاده فرصت‌طلبان باز گذاریم تا هر گونه که خود می‌پسندند، امر ولی‌مان را تأویل کنند و با تمسک ظاهری به آن، آمال پست خویش را پی گیرند و... آن روز دیگر بیانیه، تجمع و اعتراض را سودی نخواهد بود.

عزیزان! اگر امروز که نه بار مسئولیت چندانی بر دوش‌مان سنگینی می‌کند و نه تعلق خاصی به جاه و مال و دیگر زخارف دنیوی پیدا کرده‌ایم، نتوانیم وظیفه خود را در قبال خواست رهبرمان انجام دهیم، باید منتظر زمانی باشیم که فرزندانمان علیه‌مان بیانیه بدهند و...

...و جان سخن این‌که؛ اگر نمی‌خواهیم از ریزش‌های آینده انقلاب باشیم، بیایید تمرین ولایت‌پذیری را از همین حالا شروع کنیم و این نکته را باور کنیم که آن‌چه به آن مشغولیم، هر چقدر هم حیاتی باشد، مهم­تر از تلاش برای روی زمین نماندن امر ولی نمی‌تواند باشد.

...پس، اگر مرد میدان نیستیم، بیهوده لاف عاشقی نزنیم.

 

فهرست مطالب منزل اول



 [1] بیانات در دیدار جمعى از نخبگان علمى كشور




طبقه بندی: مطالب شماره اول، آذر 1390،  مقاله، یادداشت و تحلیل، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 دی 1390 توسط دبیر تحریریه

ما و مسئولیت تاریخی

پاسخی به دو تفکر

حسین مطیری - دانشجوی سال چهارم معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات

1. دیده­های فرزندان تحلیل­گر انقلاب بیداری اسلامی، به دستان رهبر بزرگ خود است که سال­هاست به گوش برخی دشمنان دوست­نما سیلی نمی­زند.

شاید باز هم مصلحتی در کار است که این گونه، این کوه هیبت و صلابت را به سکوت وادار کرده است. شاید باز هم، مثل هر بار دیگر، میبیند آن چه را که دیگران نمیبینند؛ حتی آن بزرگ­ترین تحلیل­گران سیاسی که به حق، با تمام بزرگیشان، فرزند کوچک این بزرگ­مردند و پرنده‌ی خیال‌شان ناتوان در اوج‌گیری در آسمان اندیشههای اوست.

...و آخر تو دهنی خوردند این منحرفان از امام امت:

«نتیجه آن که نهضت به اصطلاح آزادی و افراد آن چون موجب گمراهی بسیاری از کسانی که بی اطلاع از مقاصد شوم آن‏ها هستند، میگردند باید با آن‏ها برخورد قاطعانه شود و نباید رسمیت داشته باشند.» (پاسخ نامه محتشمی پور، وزیر کشور در تاریخ 30/11/66)

2. فرزندان بصیر را میگویم. با بقیه کاری ندارم. از دیرباز میدیدند و میدانستند این انحراف را اما حتی دولت موقت نیز به آن‏ها سپرده شد...

بعضی‏ها، حتی از آن روز که در نجف آمدند خدمت حضرت امام نیز خبر داشتند... امام میگفت: "از منِ آخوند نیز بیشتر از نهجالبلاغه دم میزدند. گفتم: «کتابی، جزوهای دارید که من بخوانم؟» خواندم؛ دیدم این‏ها منحرفند. بارزترین نمونه اش، همان تفسیرهای به اصطلاح علمی از قرآن و روایات است که پر است از کندوکاو (یا به عبارت اصح، کندوکاشت!) پیشرفت‌های علمی بشر در دوران معاصر در قرآن و روایات ما." همان چیزی که اسمش را تفسیر به رأی میدانند. یعنی تحمیل آرای خود بر قرآن. دینی که دستورات انسان‌سازش، صرفا جهت بهداشت عمومی و فردی نازل شده است. به قول امام «از اسلام اطلاعی ندارند و با فقه اسلامی آشنا نیستند.» عظمت خطر آنان را، به حق، باید در کلام نورانی امام امت یافت که فرمود: «اگر خدای متعال عنایت نفرموده [بود] و مدتی در حکومت باقی مانده بودند، ملت‌های مظلوم، به ویژه ملت عزیز ما در زیر چنگال امریکا و مستشاران او دست و پا میزدند و اسلام عزیز، چنان سیلی [محکمی] از این ستمکاران میخورد که قرن‏ها سر بلند نمیکرد.»

3. ...و تاریخ پر است از این گونه موارد و شواهد.

4. گاه و بیگاه، امام از اقداماتی صحبت میکنند و به شدت به افعالی حمله میکنند که برخی میدانند منظور امام، چه کسانی است. البته اهل بصیرت میدانند که منظور، کسان نیستند، بلکه افعالند. آن قدر سینه‌های حزب‌الله از کینه نسبت به آن‏ها پر میشود که این چنین قلب امام را به درد میآورند و دیگر تحمل وجود آنان را نیز ندارند، تا چه رسد به کار کردن با آنها... اما اهل بصیرت، باز دست نگه میدارند و چشم به رفتار و کلام امام دارند. دست تربیت الهی امام، باز هم در کار انسانسازی است...

5. باز هم ما ماندهایم و بار سنگین مسؤولیت و خرده تقوایی و سرسوزن بصیرتی. پس نتیجه با خودمان! شهید پیچک میگفت: «مسؤولیت ما مسؤولیت تاریخ است. بگذارید بگویند حکومت دیگری بعد از حکومت علی بود، به اسم حکومت خمینی، که با هیچ ناحقی نساخت تا سرنگون شد. ما از سرنگون شدن نمیترسیم؛ از انحراف میترسیم.» با انحراف میجنگیم، اما منحرفان را تا آن جا که میشود، اصلاح خواهیم کرد. خامنهای کبیر به ما گفته است که مردان بزرگ، جاذبهی بزرگ دارند. افکار و افعال انحرافی، بین ما جایی ندارد. مکتب ماست که آن‏ها را دفع میکند. اما این را نیز به خوبی میدانیم که افراد را، هر چند منحرف، باید از آب زلال معرفت، نوشاند و تطهیر کرد.

 

نوشتیم تا پاسخی باشد به دو تفکر: تفکر آن‏هایی که به بهانهی انحراف افراد، صرف‌نظر از مسؤولیت تربیتی خود در قبال برادران و همسنگران، آنان را از دایره اسلام و انقلاب، بیرون میکنند و تفکر آن‏هایی که به بهانهی جذب حداکثری قائل به توسعهی حقند و راه نفود انحراف را به ساحت تفکری و اعتقادی مکتب اسلام ناب باز میکنند...

 

فهرست مطالب منزل اول




طبقه بندی: مطالب شماره اول، آذر 1390،  مقاله، یادداشت و تحلیل، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 دی 1390 توسط دبیر تحریریه

مسأله‌ای به نام حساسیت

دو نقل و چند نکته


نقل شده است که:

«گفتم: بچه الان چه وقت نماز خوندنه؟

گفت: از کجا معلوم دیگه وقت کنم؟

توی اون هیری‌بیری شروع کرد به نماز خوندن. السلام علیکم و رحمه الله و برکاته را که گفت، یک خمپاره آمد و بردش مهمانی!»

به نظرم رسید مسأله‌ای را با برادران عزیزم در میان بگذارم؛ مسأله‌ای به نام حساسیت!

نمی‌دانم از کجا باید شروع کرد و مطلب را چگونه باید بیان کنم!

در هر حال، هر کدام از ما، اموری را مهم می‌دانیم و تقویت یا تضعیف آن امور برای ما مسأله‌ساز است و شاخک‌هایمان را تیز  می‌کند.

برخی از این امور به اندازه زیادی برای ما مهم‌اند و برخی دیگر کم‌تر!

در واقع این که هر کدام‌مان به چه چیزی آلرژی داریم و برایمان مهم‌تر است، می‌شود معیار برای سنجش درجه قرب و بُعد از پروردگار متعال.

به عبارتی حساسیت ما به پنج درصد افت کیفیت غذای رستوران دانشگاه از آن جهت که به شؤونات دانشجویی-انسانی ما برخورده است و عدم حساسیت به ذرت‌پراکنی جمعی از برادران دینی در مورد برادران دینی دیگر می‌شود خلوص پنج درصد در مقابل درجه خلوص شهدا!

تازه این غیر از محاسبه تأخیر صلاه و جهاد (جهاد علمی، سیاسی و ...) و ... است که با احتساب این‌ها شاید حسابمان یِر‌به‌یِر بشود؛ یعنی صفر درصد خلوص یا کمی این‌وَر و آن‌وَر که با خدا هم حسابمان تسویه (تصفیه) شده باشد!

باز هم نقل شده است که:

صد بار گفته شد کرسی آزاد اندیشی برگزار کنید...

که این صد بار اگر هر کدام یک درجه از درجات عالیه خلوص ما کم کند، سر جمع می شود ... درجه! البته محاسبات خدایی این‌قدر دنیایی نیست اما چه کنیم با ملائکه‌ای که در طول همین صد بار دارند می‌نویسند و انگار با هم مسابقه گذاشته‌اند و ملک سمت خوبی می‌ماند تا بنویسد و ملک دیگری هی تند‌تند می‌نویسد و ناله سر می‌دهد که مجال بده! ای بی‌مرام ما هم استراحتی...

در واقع هر مقصدی مسیر خود را دارد و ما نمی‌توانیم برای رفتن به شاه عبدالعظیم، مسیر کاخ سعدآباد را پیش بگیریم و برویم به جهت عکس.

مقصد شهدا، مسیر شهدا و خیابان شهدا را لازم دارد و اگر هم مایل نبودیم که ایرادی ندارد، خدا هم اجبار نکرده، چه برسد به حقیر عاصی. لااکراه ... اما خوب است بعدتر را هم ببینیم که ... قد تبیّن... یعنی حواسی داداش! نگی نگفتی!

توی این هیری‌بیری وقت گیر آوردیم و روی اعصاب هم رژه بلند می‌رویم.

اما توی همین هیری‌بیری‌هاست که می‌برندت به مهمانی. حالا یا توی مهمانی پلو می‌دهند و دعای سفره را هم مهمان صوت داوودیم و یا ...

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

 

فهرست مطالب منزل اول




طبقه بندی: مطالب شماره اول، آذر 1390،  مقاله، یادداشت و تحلیل، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 دی 1390 توسط دبیر تحریریه

جای خالی جلال آل‌احمد در دانشگاه انقلاب

آزاداندیشی در دانشگاه امام صادق علیه السلام


...» آن شیخ را که با چراغ در جست‌وجوی انسان سرگردان است خبر کنید که مداد او این‌جاست به این‌جا بیاید«!...

...» خدایا وقتی انسان این بچه‌های بسیجی را می‌بیند که با چه اطمینانی از بهشت و دوزخ سخن می‌گویند از خودش شرمنده می‌شود! آن‌وقت ما چطور خود را روشنفکر بدانیم و این واژه را با خود حمل کنیم«...

...» ما تازه ادعا داریم که می‌خواهیم مسائل مردم را حل کنیم! مسائل خودت را حل کن، مسائل مردم پیش‌کِشَت«.

چطور می‌شود پذیرفت که در دانشگاه انقلاب، هنوز نمی‌توانیم دور هم جمع شویم و راجع به یک مسأله علمی و نه شبه سیاسی بحث کنیم و اسم آن بشود کرسی آزاد‌اندیشی (آزاد‌فکری)! که بعد آقا نفرمایند: «چرا برگزار نکردید و ...» و بعدتر هم نفرمایند که: «...صد بار گفته شد...» که یادآوری بشود خدای نکرده- وقتی در تابستان گفته می‌شود بجنگید؛ می‌گویید گرم است و وقتی در زمستان... می‌گویید سرد است«.

حالا کاری به این که «که مقصر است؟ و که قاصر؟ و که چند درصد کوتاهی کرده؟» نداریم. مگر نمی‌شد که همین چند تا از بسیجی‌ها بنشینند کف زمین کنار دروازه بسیج و با هم مباحثه کنند که چه تفاوتی است میان اقتصاد اسلامی و اقتصاد ممالک افکار شرک‌آلود و کفرآمیز!

یا شاید بهتر این که روبه‌روی مقبره‌الشهدا چند تا چفیه بیاندازند و یک پلاکارد نصب کنند که «آقایان اساتید و دانشجو! دشمن همین نزدیکی‌هاست» و شاید در همین سینه‌های ماست چرا که بقیه هم، جنود ابلیس‌اند و جنود جهل! و در آخر، دشمن اصلی، هم اوست.

و تازه وقتی وارد کلاس درسی، دانشکده‌ای، چیزی، می‌شوی، اسم این جهل می‌شود بحث آکادمیک و علمی! حال آن که "العلم نور!"

به نظر می‌رسد جلال آل‌احمد باید بیاید در دانشگاه انقلاب بنشیند و نوشته نویی را قلم بزند در مورد روشنفکری این‌جایی!

حالا برخی ننشینند و فلسفه‌بافی کنند که آقا کار علمی، روش دارد و روش‌شناسی امروز، یکی از مهم‌ترین ...!

به هر حال الآن، شروع کردنش واجب است؛ می‌خواهی اول از 100 شروع کنی، خوب معلوم است که نمی‌شود! اصلا ایرادی ندارد شروع کنیم و موضوع اولش را بگذاریم همین روش‌شناسی برگزاری کرسی آزاداندیشی.

هر چند در نبود آب می‌توانی با خاک، طهارت حاصل کنی و حال آن که ممکن است حتی طهارت ظاهری هم حاصل نشده باشد. اما گفتم می‌شود که قبول است و لااقل مردود نشدی و چه بسا ارج و قربی هم نصیبمان بشود.

خدا توفیقمان بدهد که قدری به خود آییم و بلکه به قافله شهدا نزدیک‌تر بشویم و به ایشان بپیوندیم؛ إن شاء الله.

 

فهرست مطالب منزل اول




طبقه بندی: مطالب شماره اول، آذر 1390،  مقاله، یادداشت و تحلیل، 
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]  

درباره وبلاگ

HayatKhalvatMag.ir
نشریه حیات خلوت،
ویژه‌نامه داخلی ماهنامه حیات،
نشریه فرهنگی سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام؛
امکانی است برای تمرین نویسندگی و همین طور جای بعضی حرفهای خصوصی تر
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
شما نشریه حیات خلوت را چگونه ارزیابی می کنید؟






نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic