حیات خلوت
ویژه‌نامه داخلی ماهنامه حیات، نشریه فرهنگی سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام
نوشته شده در تاریخ شنبه 23 اردیبهشت 1391 توسط دبیر تحریریه

علی محمد مودب

دانش‌آموخته دانشگاه امام صادق علیه السلام

http://moadab.blogfa.com/

 

حماسه ملبورن من «بعد از تماشای استقلال و پرسپولیس»

 

 

یادم نیست چه سالی

 

و قطعا یادم نیست چه روزی !

 

اما یادم است که قرار بود در دانشگاه یک دوره مسابقات فوتبال برگزار شود

 

فوتبال گل متوسط در زمین هندبال!

 

با اینکه خیلی اهل فوتبال آماتوری بودم و گاهی تا ساعت دو و سه شب با رفقا در همان زمین فوتبال بازی میکردیم. اما طبیعی بود که داخل چنین رقابت‌های جدی و پرتماشاگر نشوم! اما ...

 

 

 

اما دیدم در اعلامیه مسابقات رسما نوشته‌اند که لطفا تیم‌های ضعیف ثبت نام نکنند که سطح مسابقات بالا برود و از این حرف‌ها!

 

و این حرف‌ها بر من که یکی از همان فوتبال ضعیف‌ها بودم، گران آمد. با خودم فکر کردم که مگر نه ورزش و مخصوصا ورزش در محیط دانشجویی برای روحیه و سلامتی است و از این حرف‌ها، و این حرف‌ها را با یک سری از رفقا در میان گذاشتم و پیشنهاد دادم که یک تیم به شدت ضعیف تشکیل بدهیم و در مسابقات شرکت کنیم و تا آخر هم پای کار بایستیم!

 

این شد که راه افتادم و بین بچه‌ها ضعیف‌ترین‌ها و البته جدی‌ترین‌ها را انتخاب کردم، یکی‌مان به شدت لاغر بود، یکی چاق، یکی مشکل قلبی داشت، یکی کمر درد و یکی دو نفر هم فوتبالشان خوب بود که برای این وارد لیست شدند که به هر حال مسابقه فوتبال قرار بود برگزار شود! خلاصه با همتی مضاعف این تیم تشکیل شد!

 

هر بازی می‌رفتیم و ده تا دوازده تا و بیشتر و کمتر گل می‌خوردیم و با روحیه و شجاعت تا لحظه آخر بازی می کردیم! و بنده خدا آن مسئولان که آن فکر را داشتند مجبور بودند برای برگزاری بازی ما هم وقت بگذارند و داوری کنند و ...اتفاقا چند تا از بازی‌ها را  رئیس و سیاست‌گذار مسابقات به هر حال سوت زد!

 

 یادش بخیر یک حماسه هم خلق کردیم در حد حماسه ملبورن! یک بازی ما افتاد با تیم کارمندان که قوی‌ترین تیم بود و به دلیل همراهی چندین ساله هماهنگی شان هم بسیار بالا بود. حساب کنید رقابت مالدیو و برزیل مثلا! ما که همیشه دو رقمی گل می‌خوردیم این دفعه درخشیدیم و شش یا هفت تا گل خوردیم.البته انصافا بازی خوبی به نمایش گذاشتیم و در نهایت اواخر نیمه دوم دو تا هم گل زدیم! کلی تماشاچی جمع شد و بازی ما در حد یک نیمه نهایی یا فینال سر و صدا به پا کرد! بخصوص که گل دوم را من زدم که به هر حال به شاعری شناخته شده بودم و توی این فازها نبودم! البته ناگفته نماند که یکی از رفقای خوبمان به عنوان بوقچی ویژه همت زیادی به خرج داد تا تماشاچی یکصدا ما را تشویق کند! بنده خدا تیم مقابل حیران مانده بودند که اینها چقدر سرمستند! و البته لجشان هم درآمده بود!

 

 

 

ورزش قهرمانی در شرایطی که این‌همه فقر حرکتی در جامعه بیداد می کند، واقعا خنده‌دار است مخصوصا با اینهمه دعوا و جار و جنجال و روزنامه ورزشی و نود و ...

 

و مخصوصا ورزش قهرمانی‌ای که در گیر و دار یک پرونده عظیم فساد زحمت می‌کشد و  با همراهی جدی رسانه‌ها نقش پطرس فداکار را به عهده می‌گیرد!

 

البته انصافا باید از آنها که این چند ساله پیاده‌روی‌های همگانی و این جنس حرکت‌ها  را راه انداخته‌اند تشکر کرد و نیز از آن‌ها که سالن‌های مربوط به حوادث غیرمترقبه را در شهر تهران به ورزش زنان اختصاص داده‌اند و البته در همین ماجراها هم باید از ایده مسخره قرعه‌کشی ماشین در مراسم پیاده‌روی و حواشی آن گله کرد و...

 

 یاعلی مددی!

فهرست مطالب منزل 2




طبقه بندی: مطالب شماره دوم، نیمه دوم دی 1390،  طنز، 
درباره وبلاگ

HayatKhalvatMag.ir
نشریه حیات خلوت،
ویژه‌نامه داخلی ماهنامه حیات،
نشریه فرهنگی سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام؛
امکانی است برای تمرین نویسندگی و همین طور جای بعضی حرفهای خصوصی تر
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
شما نشریه حیات خلوت را چگونه ارزیابی می کنید؟






نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات