حیات خلوت
ویژه‌نامه داخلی ماهنامه حیات، نشریه فرهنگی سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 25 دی 1390 توسط دبیر تحریریه

فابل PDF شماره اول نشریه حیات خلوت برای دانلود شما دوستان گرامی آماده هست.

جهت دانلود فایل با بهترین كیفیت اینجا كلیك كنید.(حجم  13Mb)

جهت دانلود فایل با كیفیت متوسط اینجا كلیك كنید.(حجم 4Mb)

جهت دانلود فایل با كیفیت كم‌تر اینجا كلیك كنید.(حجم 1.5Mb)


عكس جلد این شماره

آپلودسنتر آپ98










طبقه بندی: مطالب شماره اول، آذر 1390،  خبر و اطلاع رسانی، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 دی 1390 توسط دبیر تحریریه

بای بسم‌الله

نیاز به یک «حیات خلوت»

مقدمه اول: از 14 سال پیش که روزنامه‌نگاری را شروع کردم، ضعف بچه مذهبی‌ها را در نوشتن و به تبع آن، رسانه‌های مکتوب، دیده‌ام. همیشه مطبوعات خوب از آن دگراندیشان بود. از مشروطه و روشنفکرانش بگیر تا روزنامه شرق و هفته‌نامه شهروند امروز.

مقدمه دوم: دانشجویان دانشگاه امام صادق علیه السلام نسبت به گفتمان انقلاب اسلامی دچار شعارزدگی شده‌اند. ماه‌نامه «حیات» هم در تلاش است که شعارزدگی تمام شود اما نیازمند مشارکت بیشتری است. مخاطبان ماه‌نامه حیات (چه زمانی که هر سال، تنها یک شماره منتشر می‌شد و چه زمانی که نام وزین هفت‌قفل بر پیشانی‌اش خورده بود)، عمدتا در بیرون دانشگاه هستند. گفتمان انقلاب اسلامی، حتی در قالب شعار هم برای آن‌ها «هنوز» تازگی دارد. اما پرداختن به مسائل درون دانشگاهی، هیچ جذابیتی برای آن‌ها ندارد.

نتیجه: قرارگاه روزنامه‌نگاری حیات بسیج دانشجویی1، با توجه به دو مقدمه ذکر شده، افزایش فرصت‌های مطبوعاتی و تمرین نوشتن را برای امام صادقی‌ها در دستور کار خود قرار داده است. در این میان پرداختن به موضوعات داخل دانشگاه با نگاه گفتمانی انقلاب اسلامی از اهمیت بیشتری برخوردار است. تولد ویژه‌نامه «حیات خلوت» در همین راستاست.

البته نشریه، تنها راه و حتی بهترین راه نیست. اما راه‌کار خوبی است. مثلا وبلاگ‌نویسی هم برای دست به کیبورد (قلم سابق) شدن موثر و ضروری است ولی اگر از زاویه تربیت نیرو برای جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی نگاه کنیم، واجب‌ترین راه است. راه «حیات» را بپیمایید.

بنابراین، تفاوت حیات خلوت با «عبور»2 در اختصاص نداشتن آن به کدهای پایین است. تفاوت آن با عمده نشریات دانشگاه، رویکرد گفتمان انقلاب اسلامی حاکم بر آن است. تفاوت آن با ماه‌نامه حیات، اختصاص حیات خلوت به داخل دانشگاه امام صادق علیه السلام است. تفاوت آن با «خانه ما»3، در ظاهر، رویکرد و فاصله زمانی انتشار است.

پی‌نوشت:

  -1 جنب قرارگاه روح‌الله، روبه‌روی اتاق تلویزیون، جنب بوفه دانشجویی.

» -2عبور»، تجربه کمی شکست خورده بسیج دانشگاه است در چند سال قبل، که طی آن شش شماره مجله توسط کدهای پایین منتشر شد.

  -3«خانه ما»، در سال گذشته دو شماره منتشر شد. امسال با رویکردها و ظاهر جدیدی به همت بسیج دانشجویی منتشر خواهد شد.

 

فهرست مطالب منزل اول




طبقه بندی: سرمقاله ها (یادداشتهای بای بسم الله)،  مطالب شماره اول، آذر 1390، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 دی 1390 توسط دبیر تحریریه

کجایند یاران عاشورایی امام؟!

یادی از دیدار عید غدیر 1384

به قلم یکی از دانشجویان دکتری دانشگاه امام صادق علیه السلام

 

چه روز شگفت انگیزی بود. همه چیز از قبل، مرتب بود. اتفاق مهمی در زندگی ما قرار بود، رخ دهد. هم‌چنین در تاریخ دانشگاه هر چه به زمان موعود نزدیک‌تر می‌شدیم، شور و شوق، بیشتر می‌شد. بالاخره آن روز به یاد ماندنی فرا رسید...

 روز عید غدیر بود. سیل جمعیت دانشجویان و اساتید و کارکنان بود که سوار اتوبوس‌ها می‌شدند و حرکت می‌کردند. مقصد همه، یک جا بود. برق شادی را از نگاه بچه ها کاملا می‌شد، دید. فکرش را بکنید؛ دیدار خصوصی جمع دانشجویان و اساتید و کارکنان دانشگاه امام صادقعلیه السلام با ولی معظم فقیه، امام خامنه‌ای.

به مقصد که رسیدیم، همه به صف از بازرسی اول عبور کردیم. کفش‌ها را که تحویل دادیم، یک روحانی، دم در بازرسی دوم ایستاده بود و به هر کس، نفری 200 تومان از طرف آقا عیدی می‌داد. از بازرسی دوم و سوم هم عبور کردیم. حسینیه پر شده بود از جمعی که همه مشتاق دیدار یار بودند. این را از شعرها و زمزمه‌ها و هم‌خوانی‌ها می‌شد فهمید. انتظار، طولانی شده بود. با مداحی آقا میثم مطیعی، فضا آرام‌تر شده بود. بالاخره مقام معظم رهبری تشریف فرما شدند. قرآن و سخنرانی‌های کوتاه برخی اساتید و دانشجویان و نمایندگان تشکل‌های دانشجویی دانشگاه.

لحظه‌هایی پر از خاطره. همه می‌خواستند صحبت‌ها کوتاه شود تا مدت زمان بیش‌تری از سخنان آقا استفاده کنند. بالاخره، نوبت به حرف‌های آقا رسید و در میان همه حرف‌ها، یک مسؤولیت سنگین بر دوش ما نهاده شد...

هنوز هم شانه‌هایم زیر بار این مسؤولیت، سنگینی می‌کند...

باید دانشگاه امام صادقعلیه السلام، مرجع همه تحقیقات جهان شود...

شوری به پا شد. اما زود همه چیز تمام شد. و هنوز حرف یار، بر زمین مانده است...

به راستی اگر امام خمینیسلام‌الله‌علیه به کاری امر می‌کردند، این‌طور بر روی زمین می‌ماند؟

خرمشهر باید آزاد شود...

چند روز بعد، خرمشهر را خدا آزاد کرد...

کجایند یاران عاشورایی امام؟!

 

فهرست مطالب منزل اول




طبقه بندی: مطالب شماره اول، آذر 1390،  مقاله، یادداشت و تحلیل، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 دی 1390 توسط دبیر تحریریه

دانشجوی بسیجی یا بسیجی دانشجو

یادداشت سر راهی


شاید برخی بگویند «دانشجوی بسیجی» همان «بسیجی دانشجو»ست و جابجایی الفاظ را حاصلی و فایده‌ای نیست؛ چرا که دانشجو در نهایت باید بسیجی باشد و بسیجی طالب علم. لکن به نظر حقیر لفظ «دانشجو» اصطلاحی است به کار برده شده برای کسی که سدّ کنکور را گذرانده و حال مشغول به پاس دادن (گذراندن) تعدادی واحد درسی در نیمسال تحصیلی n+1 است و این لزوما همان طلب علم نمی‌باشد که فرمودند: «طلب العلم فریضه علی کل مسلم (و مسلمه)». لذا دانشجو به معنای رایج آن، قدری با طالب علم تفاوت داشته و در نهایت این‌که تطابق دانشجو و بسیجی (به معنای واقعی کلمه) ممکن و لازم بوده اما رایج نمی‌باشد.

از طرف دیگر با مقدم داشتن «دانشجو» بر «بسیجی»، شأن اصلی ما، دانشجو بودن تلقی می‌گردد. حال آن‌که شأن اصلی ما «بسیجی» بودن است چرا که امیرالمؤمنین علیعلیه السلام  که شاه مردان عالم است، خود یک بسیجی بود که تمام زندگی‌اش وقف اسلام بود.

در واقع انسان خلق شده است تا بسیجی باشد!  

توضیح آن‌که «وما خلقت الجن و الإنس إلا لیعبدون» دال بر آن است که ما تنها برای عبادت خلق شده‌ایم و اگر عبادت را منحصر در اعمال عبادی ندانیم، مصادیق عبادت می‌تواند هر کدام از افعال طبیعی و یا غیر طبیعی ما باشد: نفس کشیدن، غذا خوردن، تحصیل علم، تقویت جسم و... البته بشرطها و شروطها که بماند!

لذا ما خلق شده‌ایم که عبادت و بندگی کنیم که این عبادت اعم از عبادیات است که در نهایت این عابد واصل می‌شود همان «بسیجی تمام عیار» خودمان.

پس، شأن اول ما بسیجی بودن است و یکی از شئونات بسیجی، تحصیل علم و شاید با ادبیات امروزی یکی از مصادیق تحصیل علم، دانشجویی! باشد.

شاید ثمره این دعوای لفظی، یکی آن باشد که هر زمان اگر قرار شد درس بخوانیم، بخوانیم. اگر قرار شد سلاح برداریم، برداریم. اگر قرار شد هم درس بخوانیم، هم سلاح برداریم، همین کار را بکنیم. چرا که بسیجی بودن اصل اولی است و دانشجو بودن از اصول بعدی.

اگر نه، چگونه می‌توان توجیه کرد سیره شهدایی را که دانشجو یا طلبه بودند و سلاح به دست؟!

تتمه بحث آن‌که، عبادت حد و حصر ندارد، چرا که حاصل عبادت، عشق است و عاشق را خستگی معنا ندارد. در نتیجه بسیجی -که همان عابدِ عاشق است- نباید برابر دیگران درس بخواند، بلکه باید چند برابر دیگران درس بخواند. نباید برابر دیگران خدمت به خلق کند، باید چند برابر خدمت کند. نباید برابر دیگران کار کند، نباید... در واقع می‌رسیم به همان عبارت معروف که: «بسیجی، خستگی را خسته کرده.»

پس اگر از همین اندک درس خواندن خود و از اندک‌های بی‌شمارِ دیگرمان هم خسته می‌شویم، تردید در عاشقی باید کرد؛ یعنی هنوز بسیجیِ اول راهیم نه بسیجیِ عاشق.

 

و سلام خدا بر شاهدان جبهه حق

 

فهرست مطالب منزل اول




طبقه بندی: مطالب شماره اول، آذر 1390،  مقاله، یادداشت و تحلیل، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 دی 1390 توسط دبیر تحریریه

 

...لاف عاشقی

نقدی بر کم‌کاری ما در مسأله کرسی‌های آزاداندیشی

مجتبی باباخانی


تحولات اخیر خاورمیانه و وقوع خیزش‌های مردمی علیه حاکمان دیکتاتور منطقه، حال و هوایی آخرالزمانی در کشور ایجاد کرده است. در این میان، هم‌زمانی این وقایع با فتنه پس از انتخابات سال 88 در ایران، بحث از غربال‌های این دوران -که تحت عنوان ریزش‌ها و رویش‌ها مطرح می‌شود- را بسیار شایع و فراگیر کرده است.

در چنین فضایی است که جوانان پرشور و انقلابی، با دقت و بصیرت، اعمال مسئولان را زیر نظر داشته، آن را با شاخص ولایت فقیه می­سنجند و در صورتی که کوچک‌ترین اقدام آنان خلاف امر ولی باشد، اعتراض و نارضایتی خویش را اعلام کرده و خواهان پاسخ‌گویی مسئول مربوطه می‌شوند.

بی‌گمان رسیدن مردم، مخصوصاً جوانان یک کشور به چنین سطحی از حضور و آگاهی، از نعمات بزرگ الهی است که ضامن حفظ آرمان‌ها و ارزش‌های ملتی انقلابی بوده و جای شکرش باقی... اما آن‌چه در این میان، این حرکت رونده و سیال را تهدید می‌کند، گرفتار شدن در دامی است که آنان، همواره دیگران را به علت افتادن در آن تقبیح کرده و از دایره انقلاب خارج می­دانند. آری؛ خطر، درست در زمانی جدی می­شود، که دستِ کم گرفته شود. اوجِ خطر زمانی است که خود را از افتادن در دام مصون بدانیم.

آن­چه نگارنده در این نوشته به دنبال آن است، تلنگری است به خودمان. تنبّهی است به تمام جوانان ولایی و حزب‌اللهی که دغدغه­ای جز تحقق اهداف آرمانی انقلاب خمینی کبیر و امتثال اوامر امام خامنه­ای در ذهن خود نمی­پرورانند و آن توجه به این نکته است که مراقب باشیم در همان دامی گرفتار نشویم که دیگران را از آن بر حذر می­داریم. عزیزان! باور کنیم که ریزش فقط برای مسئولان نیست، بلکه هر کسی به اندازه مسئولیت و نقشی که می­تواند ایفا نماید، مسئول است. مراقب باشیم زمانی فرا نرسد در حالی که اوامر مولایمان بر زمین مانده، مشغول آمال و خواسته­های خویش شویم که بی­شک این آغازین نقطه سقوط و ریزش است.

آن­چه نگارنده را به نگارش این سطور و تذکر این نکته ترغیب کرد، گذشت سال­های طولانی از اولین درخواست رهبری از دانشجویان برای برگزاری کرسی­های آزاداندیشی در دانشگاه­ها و کشاندن بحث­ها و مجادلات سیاسی و اجتماعی به فضای دانشگاه­ها و بررسی کارشناسی آن­ها در فضایی علمی و دور از جنجال‌های سیاسی بود. کم­کاری دانشجویان در عملی ساختن این امر، رهبر انقلاب را به تأکید مجدد بر آن ناگزیر کرد و این بار با لحنی تندتر از همیشه خطاب به دانشجویان فرمودند:

«بنده گفتم كرسى آزادفكرى را در دانشگاه‌ها به وجود بیاورید. خوب، شما جوان‌ها چرا به وجود نیاوردید؟ شما كرسى آزادفكرى سیاسى را، كرسى آزاد فكرى معرفتى را تو همین دانشگاه تهران، تو همین دانشگاه شریف، تو همین دانشگاه امیركبیر به وجود بیاورید. چند نفر دانشجو بروند، آن‌جا حرفشان را بزنند، حرف هم‌دیگر را نقد كنند، با هم‌دیگر مجادله كنند. حق، آن‌جا خودش را نمایان خواهد كرد.»[1]

پس از خطاب توبیخ­گونه امام خامنه­ای به دانشجویان تصور این‌که این امر هم‌چنان مغفول بماند بسیار دشوار و دور از ذهن می­نمود، اما دیدیم که تنها شعارهایی در این باره سر داده شد و در عمل، گام­های ضعیف و لرزان در راستای تحقق آن برداشته شد، و این‌ها به هیچ عنوان نمی­توانست رافع این‌ مسئولیت یا مأموریت عظیم باشد و این‌جاست که اماممان زبانِ شکوه از سستیِ یارانِ مدعی می­گشاید که «آن كرسى‌هاى آزاداندیشى را كه من صد بار - با كم و زیادش - تأكید كردم، راه بیندازید....»[2] و باز هم....

با نگاهی منصفانه به نظر می­رسد اکنون با گذشت چند سال از پیام رهبر انقلاب و عدم توجه کافی دانشجویان حزب­اللهی به آن، جا دارد به جای صدور بیانیه در محکومیت قوه قضاییه از عدم برخورد قاطع با مفسدان اقتصادی، پس از گذشت سال­ها از فرمان هشت ماده‌ای رهبر انقلاب، محکومیت مجلس برای بی‌توجهی به اوامر رهبری درباره جایگاه شورای عالی انقلاب فرهنگی، انتقاد از قوه مجریه به خاطر عدم توجه به فرامین ولی فقیه مبنی بر لزوم حفظ وحدت قوای سه­گانه یا.... بیانیه­ای در محکومیت کم­کاری خودمان در جهت عملی ساختن درخواست صریح ولی امرمان مبنی بر لزوم برگزاری کرسی­های آزاداندیشی و نظریه­پردازی در دانشگاه‌ها، صادر کنیم تا شاید از خواب سنگین زمستانی‌مان برخیزیم و به­جای -یا درکنار- محکوم کردن دیگرات، تلنگری نیز به خودمان بزنیم که بی­توجهی امروز، ریزش فردا را در پی خواهد داشت...

و اینک جهاد اقتصادی! امری که همچون شمشیری دولبه می‌ماند و روشن است که هم‌چون همیشه، نخبگان جامعه، مسئولیت روشن ساختن زوایای این امر را بر عهده خواهند داشت. ...و اگر خود را نخبه بدانیم، وای بر ما اگر به امور روزمره خویش مشغول شویم و راه را برای استفاده فرصت‌طلبان باز گذاریم تا هر گونه که خود می‌پسندند، امر ولی‌مان را تأویل کنند و با تمسک ظاهری به آن، آمال پست خویش را پی گیرند و... آن روز دیگر بیانیه، تجمع و اعتراض را سودی نخواهد بود.

عزیزان! اگر امروز که نه بار مسئولیت چندانی بر دوش‌مان سنگینی می‌کند و نه تعلق خاصی به جاه و مال و دیگر زخارف دنیوی پیدا کرده‌ایم، نتوانیم وظیفه خود را در قبال خواست رهبرمان انجام دهیم، باید منتظر زمانی باشیم که فرزندانمان علیه‌مان بیانیه بدهند و...

...و جان سخن این‌که؛ اگر نمی‌خواهیم از ریزش‌های آینده انقلاب باشیم، بیایید تمرین ولایت‌پذیری را از همین حالا شروع کنیم و این نکته را باور کنیم که آن‌چه به آن مشغولیم، هر چقدر هم حیاتی باشد، مهم­تر از تلاش برای روی زمین نماندن امر ولی نمی‌تواند باشد.

...پس، اگر مرد میدان نیستیم، بیهوده لاف عاشقی نزنیم.

 

فهرست مطالب منزل اول



 [1] بیانات در دیدار جمعى از نخبگان علمى كشور




طبقه بندی: مطالب شماره اول، آذر 1390،  مقاله، یادداشت و تحلیل، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 دی 1390 توسط دبیر تحریریه

ما و مسئولیت تاریخی

پاسخی به دو تفکر

حسین مطیری - دانشجوی سال چهارم معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات

1. دیده­های فرزندان تحلیل­گر انقلاب بیداری اسلامی، به دستان رهبر بزرگ خود است که سال­هاست به گوش برخی دشمنان دوست­نما سیلی نمی­زند.

شاید باز هم مصلحتی در کار است که این گونه، این کوه هیبت و صلابت را به سکوت وادار کرده است. شاید باز هم، مثل هر بار دیگر، میبیند آن چه را که دیگران نمیبینند؛ حتی آن بزرگ­ترین تحلیل­گران سیاسی که به حق، با تمام بزرگیشان، فرزند کوچک این بزرگ­مردند و پرنده‌ی خیال‌شان ناتوان در اوج‌گیری در آسمان اندیشههای اوست.

...و آخر تو دهنی خوردند این منحرفان از امام امت:

«نتیجه آن که نهضت به اصطلاح آزادی و افراد آن چون موجب گمراهی بسیاری از کسانی که بی اطلاع از مقاصد شوم آن‏ها هستند، میگردند باید با آن‏ها برخورد قاطعانه شود و نباید رسمیت داشته باشند.» (پاسخ نامه محتشمی پور، وزیر کشور در تاریخ 30/11/66)

2. فرزندان بصیر را میگویم. با بقیه کاری ندارم. از دیرباز میدیدند و میدانستند این انحراف را اما حتی دولت موقت نیز به آن‏ها سپرده شد...

بعضی‏ها، حتی از آن روز که در نجف آمدند خدمت حضرت امام نیز خبر داشتند... امام میگفت: "از منِ آخوند نیز بیشتر از نهجالبلاغه دم میزدند. گفتم: «کتابی، جزوهای دارید که من بخوانم؟» خواندم؛ دیدم این‏ها منحرفند. بارزترین نمونه اش، همان تفسیرهای به اصطلاح علمی از قرآن و روایات است که پر است از کندوکاو (یا به عبارت اصح، کندوکاشت!) پیشرفت‌های علمی بشر در دوران معاصر در قرآن و روایات ما." همان چیزی که اسمش را تفسیر به رأی میدانند. یعنی تحمیل آرای خود بر قرآن. دینی که دستورات انسان‌سازش، صرفا جهت بهداشت عمومی و فردی نازل شده است. به قول امام «از اسلام اطلاعی ندارند و با فقه اسلامی آشنا نیستند.» عظمت خطر آنان را، به حق، باید در کلام نورانی امام امت یافت که فرمود: «اگر خدای متعال عنایت نفرموده [بود] و مدتی در حکومت باقی مانده بودند، ملت‌های مظلوم، به ویژه ملت عزیز ما در زیر چنگال امریکا و مستشاران او دست و پا میزدند و اسلام عزیز، چنان سیلی [محکمی] از این ستمکاران میخورد که قرن‏ها سر بلند نمیکرد.»

3. ...و تاریخ پر است از این گونه موارد و شواهد.

4. گاه و بیگاه، امام از اقداماتی صحبت میکنند و به شدت به افعالی حمله میکنند که برخی میدانند منظور امام، چه کسانی است. البته اهل بصیرت میدانند که منظور، کسان نیستند، بلکه افعالند. آن قدر سینه‌های حزب‌الله از کینه نسبت به آن‏ها پر میشود که این چنین قلب امام را به درد میآورند و دیگر تحمل وجود آنان را نیز ندارند، تا چه رسد به کار کردن با آنها... اما اهل بصیرت، باز دست نگه میدارند و چشم به رفتار و کلام امام دارند. دست تربیت الهی امام، باز هم در کار انسانسازی است...

5. باز هم ما ماندهایم و بار سنگین مسؤولیت و خرده تقوایی و سرسوزن بصیرتی. پس نتیجه با خودمان! شهید پیچک میگفت: «مسؤولیت ما مسؤولیت تاریخ است. بگذارید بگویند حکومت دیگری بعد از حکومت علی بود، به اسم حکومت خمینی، که با هیچ ناحقی نساخت تا سرنگون شد. ما از سرنگون شدن نمیترسیم؛ از انحراف میترسیم.» با انحراف میجنگیم، اما منحرفان را تا آن جا که میشود، اصلاح خواهیم کرد. خامنهای کبیر به ما گفته است که مردان بزرگ، جاذبهی بزرگ دارند. افکار و افعال انحرافی، بین ما جایی ندارد. مکتب ماست که آن‏ها را دفع میکند. اما این را نیز به خوبی میدانیم که افراد را، هر چند منحرف، باید از آب زلال معرفت، نوشاند و تطهیر کرد.

 

نوشتیم تا پاسخی باشد به دو تفکر: تفکر آن‏هایی که به بهانهی انحراف افراد، صرف‌نظر از مسؤولیت تربیتی خود در قبال برادران و همسنگران، آنان را از دایره اسلام و انقلاب، بیرون میکنند و تفکر آن‏هایی که به بهانهی جذب حداکثری قائل به توسعهی حقند و راه نفود انحراف را به ساحت تفکری و اعتقادی مکتب اسلام ناب باز میکنند...

 

فهرست مطالب منزل اول




طبقه بندی: مطالب شماره اول، آذر 1390،  مقاله، یادداشت و تحلیل، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 دی 1390 توسط دبیر تحریریه

مسأله‌ای به نام حساسیت

دو نقل و چند نکته


نقل شده است که:

«گفتم: بچه الان چه وقت نماز خوندنه؟

گفت: از کجا معلوم دیگه وقت کنم؟

توی اون هیری‌بیری شروع کرد به نماز خوندن. السلام علیکم و رحمه الله و برکاته را که گفت، یک خمپاره آمد و بردش مهمانی!»

به نظرم رسید مسأله‌ای را با برادران عزیزم در میان بگذارم؛ مسأله‌ای به نام حساسیت!

نمی‌دانم از کجا باید شروع کرد و مطلب را چگونه باید بیان کنم!

در هر حال، هر کدام از ما، اموری را مهم می‌دانیم و تقویت یا تضعیف آن امور برای ما مسأله‌ساز است و شاخک‌هایمان را تیز  می‌کند.

برخی از این امور به اندازه زیادی برای ما مهم‌اند و برخی دیگر کم‌تر!

در واقع این که هر کدام‌مان به چه چیزی آلرژی داریم و برایمان مهم‌تر است، می‌شود معیار برای سنجش درجه قرب و بُعد از پروردگار متعال.

به عبارتی حساسیت ما به پنج درصد افت کیفیت غذای رستوران دانشگاه از آن جهت که به شؤونات دانشجویی-انسانی ما برخورده است و عدم حساسیت به ذرت‌پراکنی جمعی از برادران دینی در مورد برادران دینی دیگر می‌شود خلوص پنج درصد در مقابل درجه خلوص شهدا!

تازه این غیر از محاسبه تأخیر صلاه و جهاد (جهاد علمی، سیاسی و ...) و ... است که با احتساب این‌ها شاید حسابمان یِر‌به‌یِر بشود؛ یعنی صفر درصد خلوص یا کمی این‌وَر و آن‌وَر که با خدا هم حسابمان تسویه (تصفیه) شده باشد!

باز هم نقل شده است که:

صد بار گفته شد کرسی آزاد اندیشی برگزار کنید...

که این صد بار اگر هر کدام یک درجه از درجات عالیه خلوص ما کم کند، سر جمع می شود ... درجه! البته محاسبات خدایی این‌قدر دنیایی نیست اما چه کنیم با ملائکه‌ای که در طول همین صد بار دارند می‌نویسند و انگار با هم مسابقه گذاشته‌اند و ملک سمت خوبی می‌ماند تا بنویسد و ملک دیگری هی تند‌تند می‌نویسد و ناله سر می‌دهد که مجال بده! ای بی‌مرام ما هم استراحتی...

در واقع هر مقصدی مسیر خود را دارد و ما نمی‌توانیم برای رفتن به شاه عبدالعظیم، مسیر کاخ سعدآباد را پیش بگیریم و برویم به جهت عکس.

مقصد شهدا، مسیر شهدا و خیابان شهدا را لازم دارد و اگر هم مایل نبودیم که ایرادی ندارد، خدا هم اجبار نکرده، چه برسد به حقیر عاصی. لااکراه ... اما خوب است بعدتر را هم ببینیم که ... قد تبیّن... یعنی حواسی داداش! نگی نگفتی!

توی این هیری‌بیری وقت گیر آوردیم و روی اعصاب هم رژه بلند می‌رویم.

اما توی همین هیری‌بیری‌هاست که می‌برندت به مهمانی. حالا یا توی مهمانی پلو می‌دهند و دعای سفره را هم مهمان صوت داوودیم و یا ...

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

 

فهرست مطالب منزل اول




طبقه بندی: مطالب شماره اول، آذر 1390،  مقاله، یادداشت و تحلیل، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 دی 1390 توسط دبیر تحریریه

جای خالی جلال آل‌احمد در دانشگاه انقلاب

آزاداندیشی در دانشگاه امام صادق علیه السلام


...» آن شیخ را که با چراغ در جست‌وجوی انسان سرگردان است خبر کنید که مداد او این‌جاست به این‌جا بیاید«!...

...» خدایا وقتی انسان این بچه‌های بسیجی را می‌بیند که با چه اطمینانی از بهشت و دوزخ سخن می‌گویند از خودش شرمنده می‌شود! آن‌وقت ما چطور خود را روشنفکر بدانیم و این واژه را با خود حمل کنیم«...

...» ما تازه ادعا داریم که می‌خواهیم مسائل مردم را حل کنیم! مسائل خودت را حل کن، مسائل مردم پیش‌کِشَت«.

چطور می‌شود پذیرفت که در دانشگاه انقلاب، هنوز نمی‌توانیم دور هم جمع شویم و راجع به یک مسأله علمی و نه شبه سیاسی بحث کنیم و اسم آن بشود کرسی آزاد‌اندیشی (آزاد‌فکری)! که بعد آقا نفرمایند: «چرا برگزار نکردید و ...» و بعدتر هم نفرمایند که: «...صد بار گفته شد...» که یادآوری بشود خدای نکرده- وقتی در تابستان گفته می‌شود بجنگید؛ می‌گویید گرم است و وقتی در زمستان... می‌گویید سرد است«.

حالا کاری به این که «که مقصر است؟ و که قاصر؟ و که چند درصد کوتاهی کرده؟» نداریم. مگر نمی‌شد که همین چند تا از بسیجی‌ها بنشینند کف زمین کنار دروازه بسیج و با هم مباحثه کنند که چه تفاوتی است میان اقتصاد اسلامی و اقتصاد ممالک افکار شرک‌آلود و کفرآمیز!

یا شاید بهتر این که روبه‌روی مقبره‌الشهدا چند تا چفیه بیاندازند و یک پلاکارد نصب کنند که «آقایان اساتید و دانشجو! دشمن همین نزدیکی‌هاست» و شاید در همین سینه‌های ماست چرا که بقیه هم، جنود ابلیس‌اند و جنود جهل! و در آخر، دشمن اصلی، هم اوست.

و تازه وقتی وارد کلاس درسی، دانشکده‌ای، چیزی، می‌شوی، اسم این جهل می‌شود بحث آکادمیک و علمی! حال آن که "العلم نور!"

به نظر می‌رسد جلال آل‌احمد باید بیاید در دانشگاه انقلاب بنشیند و نوشته نویی را قلم بزند در مورد روشنفکری این‌جایی!

حالا برخی ننشینند و فلسفه‌بافی کنند که آقا کار علمی، روش دارد و روش‌شناسی امروز، یکی از مهم‌ترین ...!

به هر حال الآن، شروع کردنش واجب است؛ می‌خواهی اول از 100 شروع کنی، خوب معلوم است که نمی‌شود! اصلا ایرادی ندارد شروع کنیم و موضوع اولش را بگذاریم همین روش‌شناسی برگزاری کرسی آزاداندیشی.

هر چند در نبود آب می‌توانی با خاک، طهارت حاصل کنی و حال آن که ممکن است حتی طهارت ظاهری هم حاصل نشده باشد. اما گفتم می‌شود که قبول است و لااقل مردود نشدی و چه بسا ارج و قربی هم نصیبمان بشود.

خدا توفیقمان بدهد که قدری به خود آییم و بلکه به قافله شهدا نزدیک‌تر بشویم و به ایشان بپیوندیم؛ إن شاء الله.

 

فهرست مطالب منزل اول




طبقه بندی: مطالب شماره اول، آذر 1390،  مقاله، یادداشت و تحلیل، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 دی 1390 توسط دبیر تحریریه

بیداری اسلامی و غرب

سیاست ایجابی غربی‌ها در مواجهه با بیداری اسلامی

مسعود ندافان - دانشجوی سال دوم معارف اسلامی و علوم سیاسی


فصل مشترک در تعریف‌های انعطاف‌ناپذیر علم سیاسی مانند انقلاب، خیزش و جنبش، از رخدادهای شمال آفریقا و خاورمیانه «بیداری» است. آن‌چه زمینه‌ساز و زیربنای ظهور بیداری است، زیرساخت‌های فکری گرایش به اسلام در بطن لایه‌های اجتماعی کشورهای هدف است. غرب با توجه به این واقعیت، سیاست جالبی را در پیش گرفته است. برای پی بردن به این سیاست، ابتدا لازم است به اشتراک لفظی اسلام در سه گفتمان موجود ذیل بپردازیم.


1- اسلام ناب:

گفتمان انقلابی یکی از ابزارهای انقلابی متغیر در پروژه‌ی جهانی‌سازی اسلامی است که ارتباط تنگاتنگی با مکتب امام خمینی سلام‌الله‌علیه دارد. آشناترین واژگان برای تحلیل‌گران غربی از این مکتب «اسلام مبارز»، «اسلام انقلابی» و «اسلام خمینیسم» است اما امام خمینی سلام‌الله‌علیه این گونه از این مکتب یاد می‌کنند: «اسلام پابرهنگان زمین، اسلام مستضعفین، اسلام رنج‌دیدگان تاریخ، اسلام عارفان خداجو، اسلام پاک طینتان عارف... و اسلامی که تمام اقشار در آن به رفاه زندگی کنند«.

مدافعان این مکتب از دید یک سیاست‌مدار غربی، بنیادگرایان اسلامی‌اند که به هیچ چیز جز خشونت و حذف فیزیکی مخالفان خود نمی‌اندیشند. اما در نگاه امام خمینی سلام‌الله‌علیه، «پابرهنگان، مظلومان و فقرای جهان... و افراد مجاهدی که به دنبال حق و عدالت‌اند» مدافعان این مکتبند. این مکتب، دین کسانی است که آزادی و استقلال می‌خواهند. این مکتب، مکتب مبارزان و مردم ضد استعماری است.

مولفه مرکزی در مکتب امام، حکومت اسلامی است که به واسطه‌ی آن مردم سالاری دینی محقق خواهد شد. ایشان این‌گونه آن را ترسیم می‌کنند: «حکومت اسلامی هیچ یک از حکومت‌های موجود نیست....  مثلا استبدادی نیست که رئیس دولت مستبد و خود‌رای باشد و مال و جان مردم را به بازی بگیرد و در آن به دل‌خواه تصرف کند

مؤلفه‌های دیگر مکتب حضرت روح‌الله:

1- نفی وابستگی: «ما با کمونیسم بین المللی به همان اندازه در ستیزیم که با جهان‌خواران غرب به سرکردگی آمریکا و با صهیونیزم و اسرائیل شدیدا مبارزه می‌کنیم«.

2- وحدت امت اسلامی: «کشورهای اسلام که یک میلیارد-تقریبا- جمعیت هستند، این سیل بزرگ یک میلیارد جمعیت اگر منسجم شود، کی می‌تواند درهم بشکند«.

در مکتب امام خمینی دید برون‌گرا و بسط‌محور با صدور انقلاب معنا می‌دهد و ایشان می‌فرمایند: «من به صراحت اعلام می‌کنم که جمهوری اسلامی ایران با تمام وجود برای احیای هویت اسلامی مسلمانان در سراسر جهان سرمایه‌گذاری می‌کند و دلیلی ندارد که مسلمانان جهان را به پیروی از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نکند و جلوی جاه‌طلبی و فزون‌طلبی صاحبان قدرت و پول و فریب را نگیرد«.

2- اسلام طالبانیسم:

خاستگاه فکری طالبان از مراکز دینی پاکستان و عربستان است. فرآیند مقدماتی حضور آنان بدون نظم تشکیلاتی به دوران حضور شوروی در افغانستان برمی‌گردد. تفکرات قشری‌گری و ضعف فهم فقهی آنان از حکومت اسلامی، آتش جنگ داخلی را در افغانستان شعله‌ور کرد.

طالبان «بدون مرز» شاید بهترین کلیدواژه برای شبکه‌سازی پیچیده و پراکنده آنان در سطح جهان به ویژه در خاورمیانه و آفریقا باشد.

ویژگی‌های مهم این طیف فکری

1- خرد گریزی

2- قشری‌گری و رادیکالیسم

3- هم‌پوشانی معنای دین و خشونت در دید جهانیان و ایجاد محیط خصم بین‌المللی از اسلام

4- تنگ کردن حلقه مسلمانان با تکفیر مذاهب اسلامی


3- اسلام اردوغانیسم یا مدل اسلام ترکیه‌ای:

»مناره مساجد، سرنیزه‌های ما هستند.» خواندن این قطعه شعر کافی بود تا نظام لائیک ترکیه، اردوغان، شهردار استانبول را روانه زندان کند.

حزب عدالت و توسعه و اردوغان با آشنایی از جنبش ناآرام و ناموفق اربکان اسلام‌گرا و با درک ظنی از حلقه مفقوده اراده جمعی در میان بافت‌های اجتماعی و تقابل همیشگی سکولاریسم و اسلام در بدنه سیاسی و ضعف اقتصادی ترکیه به پیدایش مدل اسلام گزینش‌گرا-دولت تکنوکرات اقدام کردند که هم از گزند نظامیان در امان باشد و هم تمایل اسلام‌گرایان را به خود جلب کند.

بازفهمی از سلوک رفتاری اردوغان، منجر به دریافت عدم ثبات رفتاری و تناقضات گفتاری او می‌شود. وی تمایل در تخریب پل ارتباطی ضلع غیر عربی (ایران) و ضلع عربی (سوریه) مقاومت در برابر اسرائیل دارد. مردم مسلمان مصر را به برپایی حکومت لائیسم دعوت می‌کند و در مانیفست حزب عدالت و توسعه نامی از اسلام نمی‌برد.

اردوغان پروژه الگوسازی ترکیه را در اجلاس داووس کلید زد و با کشتی آزادی غزه جا پای مطمئنی در قلوب مسلمانان برداشت و هم‌گام با رخدادهای منطقه بهترین فرصت را برای به مرحله اجراسازی الگومحوری خود به‌دست آورد.

شاخص تفکر ترکیه این است که از آلرژی و نفرت مسلمانان نسبت به اسرائیل بیشینه بهره‌برداری را انجام دهد. رویکرد ترک‌ها با استقرار سامانه موشکی آمریکا در خاک خود تغییر «ارتباط طولی» بین آمریکا و اسرائیل به «ارتباط عرضی» در دید مسلمانان است.

مسلما سیاست دیرهنگام غرب در قبال ظهور اسلام ناب در عرصه بین‌المللی -آن‌چه مقام معظم رهبری آن را نسخه شفابخش می‌نامند «آن چیزى كه این‌جا می‌تواند به این كشورها كمك كند، تفكر مردم‌سالارى دینى است. مردم‌سالارى دینى كه ابتكار امام بزرگوار ماست، می‌تواند نسخه‌اى براى همه‌ى این كشورها باشد؛ هم مردم‌سالارى است، هم از متن دین برخاسته است.» - در وهله اول تهاجم فکری و عملی به مبانی آن و سپس ماهیت بخشیدن به اسلام‌های «خود تعریفی» آنان در جهان است.

»سراب اسلامی» در ترکیه نمایان است که «با سرنیزه به سمت مناره مساجد نشانه رفته است«.

 

فهرست مطالب منزل اول




طبقه بندی: مطالب شماره اول، آذر 1390،  مقاله، یادداشت و تحلیل، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 دی 1390 توسط دبیر تحریریه

بردگان مرفه

نگاهی متاملانه به زندگی انسان در غرب

فرزاد رنجبر دانشجوی کارشناسی معارف اسلامی و اقتصاد


هنوز خاطره مبارزه با نظام‌های برده‌داری از حافظه‌ی ملت‌ها پاک نشده‌است که عده‌ی دیگری از بردگان که این‌بار دیگر رنگین‌پوست نیستند و در ظاهر از آزادی، رفاه و دموکراسی برخوردارند، به‌ پا خاسته‌اند. نگاهی گذرا به تاریخ زندگی انسان در غرب نشان می‌دهد که عده‌ای صاحب قدرت همواره مالک جان و مال انسان‌ها بوده‌اند.

امروزه مردم در غرب مجبورند تحت شدیدترین قوانین کار کنند و صاحبان سرمایه که همانا برده‌داران نوین هستند با سلطه رسانه‌ای و تبلیغاتی خود به طور روزافزون روح مصرف‌گرایی را در آنان تزریق می‌کنند تا مردم مجبور به خرید کالاهایی شوند که سود آن تنها نصیب برده‌داران می‌شود. امروز تنها هدف اقتصاد سرمایه‌داری غرب، تامین منافع اندک تعداد سرمایه‌دارانی است که مردم عادی را برده آرزوهای خود کرده‌اند.

اندکی تامل در این شیوه زندگی یادآور رمان «آس و پاس ها» نوشته جرج اورول و شخصیت اصلی آن است که زندگی انسان‌های به ظاهر آزاد -اما در اصل، برده‌ی نظام سرمایه‌داری- را در اوایل قرن بیستم در انگلستان نشان می‌داد. آن‌جایی که انسان‌های ندار مجبورند صبح تا شب برای صاحبان سرمایه کار کنند و در پایان شب چاره‌ای جز صرف اندک درآمد خود برای گذراندن وقت در بارها و به صبح رساندن شب سیاه فقر در گرم‌خانه‌ها ندارند.

وقتی به زندگی انسان در غرب نگاه می‌اندازیم تازه متوجه بلایی می‌شویم که تفکر حاکم بر غرب بر سر انسانیت انسان آورده است. برده‌داری این بار در پوسته‌ای جدید به نام لیبرالیسم و دموکراسی متجلی شده است. شلاق برده‌داران کنونی که اقلیتی بیش از یک درصد را تشکیل نمی‌دهند، رفاه اقتصادی و رسانه‌های قدرت‌مندی است که برای فریب بردگان به وجود آمده‌اند. غرب با نابود کردن تمامی بنیان‌های فکری حاکم بر زندگی بشر در گذشته، مردم را تهی از هویت کرده تا بتواند با اندکی تبلیغات آن‌ها را برده خود کند. مردم در غرب در حالی تن به بردگی داده‌اند که خود نیز خیال می‌کنند آزادترین مردم جهان‌اند.

اما اتفاقات و جریانات اخیر در ایالات متحده و کشورهای غربی و برخورد صاحبان قدرت با معترضان که نشان‌دهنده روی دیگر سکه لیبرالیسم است، مشخص کرد که اگر لیبرالیسم در سر دادن شعار آزادی، توانایی خاصی دارد، در نقض آزادی تواناتر است. این بار برده‌داران آن‌چنان سردرگم شده‌اند که شعارهای تبلیغاتی خود را که در مورد کشورهای دیگر ابراز می‌کنند به فراموشی سپرده‌اند و با عده‌ای اندک که آن‌چنان قدرتی برای تغییر ندارند، این‌گونه با خشونت رفتار می‌کنند.

خلاصه تامل و تفکر در باب سبک زندگی غربی مشخص خواهد کرد که میان این سبک زندگی و برده‌داری تفاوتی وجود ندارد و می‌توان آن را برده‌داری نوین سرمایه‌داری نامید.

 

فهرست مطالب منزل اول




طبقه بندی: مطالب شماره اول، آذر 1390،  مقاله، یادداشت و تحلیل، 
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]  

درباره وبلاگ

HayatKhalvatMag.ir
نشریه حیات خلوت،
ویژه‌نامه داخلی ماهنامه حیات،
نشریه فرهنگی سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام؛
امکانی است برای تمرین نویسندگی و همین طور جای بعضی حرفهای خصوصی تر
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
شما نشریه حیات خلوت را چگونه ارزیابی می کنید؟






نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات